آخیش بالاخره آخر هفته شد
خیلی دوست دارم آخر هفته روها
یه همسایه ایرانی داریم توی ساختمونمون به اسم نادر که مدت ها هلند بوده و تقریبا دو ساله که به همراه همسرش به کانادا اومدن. میخوام فردا برم آرایشگاهش و موهامو کوتاه کنم... این چند وقت اینقدر که موهام بلند شده و اذیتم میکنه اعصابم خورد شده...هر کاری هم می کنم نمی تونم یه حالت بدم بهشون از شانس من از بس فر داره آخه
رضوانه(خواهرم) هنرستان درس خونده و مدرک پیش دانشگاهی نداره. توی ایران دانشگاه می رفت برای فوق دیپلم معماری و ۶۰ واحد هم پاس کرده بود اما اینجا کنکوردیا به خاطر نداشتن مدرک پیش دانشگاهی حاضر نشده بهش انتقالی بده حالا قراره که بره کالج و با مدرک کالج بره دانشگاه
خلاصه اونایی که هنرستان میرن یه فکری به حال مدرک پیش دانشگاهیشون بکنن که این خارجی ها هم عقلشون به چشمشونه بدتر از ما![]()
تا جایی که یادم میاد همیشه توی این روزا مشغول درس خوندن واسه امتحانا بودم...فردا هم از اول وقت باید بلند شم و درس بخونم واسه تافل...همیشه هم به این امید بودم که یه وقتی این درسا بالاخره تموم میشه...اما حداقل تا دو سال آینده زیاد به نظر نمیرسه که تموم شدنی باشه![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 23:26  توسط رضا
|