تبليغاتX
روزنوشته های سبز - "امید" را زنده نگاه داریم...

روزنوشته های سبز

والذین اجتنبوالطاغوت ان یعبدوها وانابواالی الله لهم البشری فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

یکی از آن چیزهایی که در تاریخ مانده است و در خاطرات بزرگترها بسیار پررنگ است فضای یاس و ناامیدی است که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ بر مردم سایه می افکند و تا چند سال باقی می ماند. این هنر کودتاچیان است که بتوانند با کنترل رسانه های ارتباطی و ایجاد اختناق خبری مردم را از کسب خبر محروم و در نتیجه آنها را پس از مدتی ناامید کنند. پدر بزرگم که در زمان کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ در شهر کوچک بیرجند روزنامه ای را همراه با جمعی از دوستانش چاپ میکرد همیشه تعریف میکند که نیروهای نظامی و لباس شخصی آن زمان چنان بی رحمانه خواستار تعطیلی روزنامه و به آتش کشیدن چاپخانه آن بودند که حتی از زنده سوزاندنشان در آتش نیز ابایی نداشتند.

این روزها برای اولین بار پس از انقلاب نمایندگان دولت در چاپخانه ها بر روزنامه ها و آنچه انتشار می دهند نظارت میکنند. در مصاحبه مسعود بهنود که به شرح چگونگی خبرنگار شدنش میپردازد او در جایی اینگونه اشاره میکند: «آنقدر سانسور زياد بود كه مامورهاي ساواك مي آمدند و در تحريريه كنار ما مي نشستند، حتي تعداد ستون ها را مي ديدند و آرايش صفحه را. به هرحال آنقدر سانسور زياد بود كه انقلاب شد.»
 به هر حال طبیعی است که بی بی سی و سی ان ان این روزها خیال میکنند که می توانند از این آب گل آلود برای منافع ملی خودشان ماهی صید کنند. البته همین تغییر رویه شان از سکوت عجیب و غریب روزهای نخست و بلکه دفاعشان از پیروزی احمدی نژاد هم باعث شده که دنیا دیگر به تماشای آن چیزی بنشیند که در ایران میگذرد. آنقدر که من حتی وقتی یک تیشرت معمولی سبز میپوشم هم همکارانم آنرا به جنبش سبز ایران مربوط میدانند و بلافاصله از آخرین اخباری که درباره ایران دیده اند سخن میگویند.  این البته اتفاق خوبی است که بالاخره جهان فهمید که چهره ایران و ایرانی با آنچه از آن ساخته بودند فرق دارد اما از سویی دل آدم هم میسوزد که انتخاباتی که میشد بدون خونریزی و دروغ و تقلب چهره واقعی ایرانیان را به جهان نشان دهد چرا باید با کودتای پس از آن و این همه هزینه برای ایران و ایرانیان همراه باشد...

امیدی که این حضور سبز و پایداری و مقاومت ایرانیان آفریده باید به هر قیمتی حفظ شود و این حرکت مدنی و صلح طلبانه که خشونت طلبان را پیش چشم جهانیان رسوا کرده است می تواند با درایت رهبران اصلاحات به دستاوردی چشم گیر برای همه تبدیل شود. تجربه کودتای ۲۸ مرداد نشان میدهد که به هر قیمتی شده نباید گذاشت همه روزنه ها بسته شود. به هر حال این روزهای ناآرامی تمام می شود و همه آنان که تنها برای مطالبه حقشان ناجوانمردانه به زندان افتاده اند آزاد می شوند اما نباید به کودتاچیان اجازه داد که همه روزنه های "امید" را ببندند. باید کروبی را تشویق کرد که "اعتماد ملی" را سرپا نگه دارد. باید "مشارکت" و "سازمان مجاهدین انقلاب" را حفظ کرد و حتی میرحسین را به برپایی حزبی تازه با کمک گیری از این همه همراه که هرچقدر تعدادمان را کم کردند نتوانستند کمتر از ۱۴ میلیونمان کنند تشویق نمود. باید این جمع شدن ها را هدفدار نمود تا به تلف شدن انرژی و  نابودی انگیزه ها نیانجامد.

باید کودتاچیان بفهمند که رنگ سبز تا همیشه نماد صلح طلبی و عدم خشونت ایرانیان باقی خواهد ماند...چرا که برای حفظ آن تا همین الان هم هزینه زیادی داده شده و خون های بیگناه زیادی بر زمین ریخته است...

فرازی دیگر از تاریخ ایران این روزها در حال نوشته شدن است. بیگمان تاریخ را برنده ها نخواهند نوشت و آنان که چنین گمان میبرند خود بازندگان بزرگ تاریخند...

"راوی می گوید: در دارالعماره خدمت عبدالملک بودم که سر مصعب را آوردند. به عبدالملک گفتم این دارالعماره چه چیز ها که به خود ندیده است. گفت چطور؟گفتم من اینجا بودم که سر حسین ابن علی (ع) را پیش ابن زیاد گذاشتند! بعد من اینجا بودم که سر ابن زیاد را پیش مختار گذاشتند! بعد من اینجا بودم که سر مختار را پیش مصعب گذاشتند! و حالا هم سر مصعب را پیش تو گذاشته اند ! حال سر ترا پیش چه کسی خواهند گذاشت؟  عبدالملک بر خود لرزید و در شگفت شد پس از مدتی دستور داد تا دارالعماره را از پایه خراب و ویران کنند..."

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 20:55  توسط رضا  |