تبليغاتX
روزنوشته های سبز

روزنوشته های سبز

والذین اجتنبوالطاغوت ان یعبدوها وانابواالی الله لهم البشری فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

چندی پیش مطلبی دیدم در وبلاگستان که پیشنهاد جالبی داشت...

یکی دو روزی بیشتر تا شروع ماه مبارک رمضان باقی نمانده است. جنبشی که با اسم رمز "الله اکبر" آغاز شده تا چند روزی دیگر وارد ماه میهمانی خدا خواهد شد و باید که برای آن برنامه های ویژه ای در نظر گرفت. دعاها و نمازهای این ماه و خصوصا شب های قدری که باید لحظه لحظه آن ها را قدر دانست. نباید از یاد ببریم آن افرادی را که هنوز چشمشان بر روی حقیقت باز نشده و برای آن ها هم دعا کنیم تا به ندای فطرتشان پاسخی شایسته دهند...

اما پیشنهادم به طور مشخص برای نماز عید فطر است. مراجع تقلید در روزی که به عنوان روز عید فطر برایشان مسجل میشود نماز عید فطر را اقامه میکنند. در این سال های پس از شکستن حصر آقای منتظری نیز نماز عید فطر را در قم و در بیتشان اقامه میکنند. این نماز در این سال ها بسیار مورد استقبال مردم و مقلدین ایشان قرار گرفته است. خصوصا که ایشان مرجعی است که در تمام این سال ها استوار و ثابت قدم بر سر حقوق مردم ایستاده و به قول عماد باقی بزرگترین مدافع حقوق مخالف در این سرزمین است. جنبش سبز می تواند نماز عید فطر را در قم و به امامت آیت الله العظمی منتظری اقامه کند تا بار دیگر قدرت خود را نشان دهد.

برنامه ریزی برای نماز عید فطر می تواند بسیار بیش از نماز های مستحبی جمعه یا نماز روز قدس موثر باشد. نماز جمعه های هاشمی رفسنجانی می تواند به همین راحتی نماز جمعه قبلی به شخص دیگری سپرده شود و حتی نماز جمعه روز قدس نیز می تواند توسط رهبری یا شخص دیگری اقامه شود تا از حضور پرشکوه جنبش سبز جلوگیری شود. اما از سوی دیگر کسی نمی تواند مردم را از خواندن نماز عید فطر پشت سر یک مرجع تقلید جلوگیری کند و یا از آن نهی کند. ضمن اینکه بیگمان مرجع آزاده ای که آن فتوای تاریخی را در جواب سوال های دکتر کدیور داده است و سالیان قبل پیش و بیش از همه برای دفاع از حق مظلوم هزینه داده است می تواند صدای مردمی شود که این روزها "راه سبز امید" را می پیمایند.

************************

این پیشنهاد پیشنهاد شخص من نیست و هرکس که با آن موافق است خوب است اگر بتواند در تبیین و ارائه راهکار برای آن بکوشد و به هر نحو که می تواند برای آن تبلیغ نماید...تا روز عید فطر اندکی بیش از سی روز نمانده است...

***********************

لینک این مطلب در بالاترین

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 21:52  توسط رضا  | 

به نظرم این بیانیه نهم میرحسین موسوی را باید بارها خواند و باز هم خواند تا نکند نکته ای از آن فراموشمان شود. یکی از جملات آن که بسیار اهمیت دارد این است که "اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد." این جمله لزوم هوشیاری و حفظ استقلال جنبش را از همان ابتدای حرکت یادآوری میکند. بیگمان آنکس که صداقت دارد و در راهش استوار است هیچ نیازی به حمایت بیگانه ندارد اما بی شک از امکانات و ابزارها تا جایی که میتواند نیز استفاده میکند. همین هوشیاری بوده است که سبب شده این روزها هیچ بهانه ای نداشته باشند برای حمایت بیگانه به جز رسانه های آن (که البته خوراکش را نیز خود تهیه میکنند) و سفاهتشان تا جایی پیش رود که از نشانه های حضور بیگانه برگزاری آزمون انگلیسی باشد. البته هم طبیعی است که وقتی رییس دولت کودتا از یک احوالپرسی ساده با رییس یک دولت دیگر به زبان انگلیسی عاجز است که فیلمش را میتوانید در اینجا ببینید طبیعی است که باید آموزش انگلیسی هم در مرامشان جرم تلقی شود.

اما طرفه اینجاست که این خودشان هستند که بعد از سی سال انقلاب ۵۷ را به جایی رسانده اند که حتی استقلالی را که بهانه اش آزادی به محاق میرفت را نیز از بین برده اند. میرحسین به درستی در بیانیه نهم هشدار میدهد که:"از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم."

دولت کودتا از همان روز اول پس از کودتا شروع به دادن امتیاز کرد. اول به روسیه و چین که از همه مشتاق تر به ادامه حضور کودتاچیان بودند و امروز هم نباید حتی لحظه ای شک کرد که حاضرند همه منافع ملی ایران را بفروشند تا فقط یک تایید خشک و خالی از دولت های غربی بگیرند. چرا که دولتی که مشروعیتش از مردم و رای آنها نباشد تنها میتواند به دنبال امضای غربی ها بر وجود و ادامه حضورش باشد که هست. شک نباید کرد که دولت های غربی با کمتر از این به گروگان گرفتن یکی دو شهروند هم حاضر به اولویت دادن منافعشان هستند چه رسد به امتیاز های چرب و شیرینی که دولت های کودتایی در هماره تاریخ داده اند و این دولت هم از آن ها مستثنی نیست. امروز میرحسین موسوی هم هشدار داده است که  "آن کسانی که با برهم زدن تجمعات آرام مردم آن را خونین کردند، به منافع بیگانگان خدمت می‌کنند.میرحسین موسوی با اشاره به موج سنگین تبلیغاتی علیه خواسته به حق مردم، گفت: یک اراده سیاسی می‌خواهد خواست طبیعی مردم را به بیگانگان پیوند دهد و با به راه انداختن جنگ روانی - تبلیغاتی حرکت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بیگانه و یا دخالت آنان معرفی کند؛ حال آن که وقتی دقت می‌کنیم، می‌بینیم طی دو ماه اخیر هیچ کس به اندازه خود آنان به منافع بیگانگان خدمت نکرده است.

منتخب واقعی مردم در دهمین دوره ریاست جمهوری در همین رابطه و با اشاره به دادگاه‌های نمایشی اخیر اظهار داشت: آیا حرکت اعتراضی مردم که بر پایه گفتمانی در چارچوبه قانون اساسی استوار است و با شعارهای برگرفته از شعارهای انقلاب شکل گرفته در جهت منافع بیگانگان است یا برگزاری دادگاه‌های نمایشی که در آن منافقین منفور را در کنار فرزندان و شخصیت‌های انقلاب می‌نشانند. کدام یک به نفع آمریکا و انگلیس است؟

مهندس موسوی در ادامه سخنان خود با اشاره به رواج تهمت در صدا و سیما گفت: آیا آمریکا ترجیح می‌دهد صدا و سیمای ما یک رسانه منصف و مورد اطمینان باشد یا با دروغ‌گویی‌های پی در پی اعتماد مردم را از دست بدهد؟ آیا کسانی که باعث شده‌اند مردم برای گرفتن خبر به رسانه‌های خارجی مراجعه کنند، به دنبال منافع بیگانگان هستند یا کسانی که می‌گویند رسانه ملی بی‌طرف باشد و اخبار را شفاف بیان کند؟ آیا اگر آمریکا تمام قدرتش را بسیج می‌کرد، می‌توانست به اندازه اتفاقاتی که در زندان‌ها افتاده است، به کشور و انقلاب لطمه بزند؟ آیا روزنامه کیهان که قشر فرهیخته و روشنفکر را مقابل نظام قرار می‌دهد یک جریان همسو با بیگانگان نیست که همطراز منافقین با نظام دشمنی می‌کند و در جهت منافع آمریکا و انگلستان گام برمی‌دارد؟ آیا اهانت به آقای کروبی که توان بسیج جمع‌های مؤمن و دلسوز به نظام و کشور را دارد، خدمت به منافع بیگانه نیست؟"

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 15:28  توسط رضا  | 

مهدی عزیز پیشنهاد خیلی جالبی داده که در نام وبلاگ هایمان کلمه "سبز" را وارد کنیم. من که نام وبلاگم را به روزنوشته های سبز تغییر دادم. پیشنهادم این است که دیگر دوستان هم اگر میپسندند این کلمه "سبز" را به نام وبلاگشان اضافه کنند...

مثلا احمد طالبی: همینجوری "سبز" 

سید مرتضی ابطحی: دایره "سبز"

و باقی دوستان نیز به همین ترتیب...

من هم مثل مهدی فکر میکنم پیشنهاد خوبی است برای همبستگی در این روزها...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 0:13  توسط رضا  | 

متن دهمین بیانیه میرحسین موسوی:

بسم الله الرحمن الرحیم


می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت در آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شوند اقرار کنند، به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند، ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می‌گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم، این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند، تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.


دندان شکنجه‌گران و اعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرم‌اند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند، به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهده‌ی دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی، سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.


صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید، جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است، انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید، آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سبک با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست، انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود: برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند، حدی نیست؛ یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند، اقراری برای او نیست. (الغدیر جلد ششم)


مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری، چهره‌شان را دیدند، احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه‌ی مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی را که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند، بشناسد.


وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ

و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند


میرحسین موسوی

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 10:11  توسط رضا  | 

قبل از همه چیز این را بگویم که در نگارش این مطلب از نظرات برادر عزیزم مهدی پوررحیم که در پست قبلی نگاشته بود فراوان بهره برده ام:

روزهای پس از کودتای 22 خرداد 88 روزهای پر حادثه و پر خبری بوده اند. روزهایی که هر روز و شب آن به اخبار دستگیری و شکنجه و اعتراف گذشت و هر از چند گاه اخبار و مشخصات شهیدی جدید از جنبش سبز منتشر شد. اغلب روشنفکران داخل و خارج کشور نیز از همان ابتدا تلاش های خود را برای محکوم کردن خشونت و شکنجه و برخوردهای متحجرانه آغاز کردند که صد البته در بهبود رسیدگی به زندانیان جنبش سبز موثر بوده است. در ایران نیز مهندس موسوی و کروبی و بسیاری از همراهانشان به این وضعیت اعتراض کرده اند البته کسانی بوده اند که خیلی پیش و بیش از آنها به تضییع حقوق اعتراض کرده اند؛ آیت الله طالقانی، آیت الله منتظری، مهندس بازرگان، بخشی از جریان ملی مذهبی ها و وکلای بزرگوار ایران زمین که اینک چند نفر از آنان در بند هم هستند اما به گمانم این روزها بسیاری از ما باید که به یک سئوال ساده اما مهم پاسخ دهیم. ادامه مبارزه فعلی حقیقت علیه دروغ سبب آزادی زندانیان سیاسی خواهد شد یا مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی و رعایت حقوق بشر؟

به نظرم اولا نگاه حقوق بشرانه به انسان تقلیل او به یک جسم است. بدون اینکه خدای نکرده بخواهم تلاش برخی روشنفکران داخل و خارج از ایران در محکوم کردن خشونت و شکنجه و کشتار را کوچک بدانم اما جنبش سبز و اصولا هر جنبش پویا بیش از نگاه حقوق بشری، به نگاهی انسانی _ فطری و دفاع از کرامت انسان ها نیاز دارد. به جای گفتن "نباید شکنجه شوند" باید گفت "چرا شکنجه می شوند؟" آخر حتما قیامی بوده که اینها را گرفته اند و می کشند و می زنند. به نظر می آید اکثر کسانی که امروز در دایره نخبگان می گنجند چون از تحلیل جنبش عاجزند صورت مساله را از تحلیل قیام، به دفاع از صدمه دیدگان آن تقلیل می دهند. گویی اگر زندانی نبود خواسته و جنبشی نبود و انگار نه انگار که این زندانیان خود معلول قیام مردم بوده اند. آنچه که میرحسین در طول 5 ماه اخیر خصوصا دو ماه اخیر گفته حکایت از این دارد که او به نشاط مردم، به قیام مردم و به همدلی آنها اهمیت ذاتی می دهد و آن را محور تحلیل ها و گفتمان خود قرار داده است. گفتمانی که البته کاملا مردمی است و او هم به عنوان یکی از آنها در تبیین آن نقش داشته است. به نظرم خطر و خطای این جنبش این است که به جای اینکه همچنان بر خواست کرامت، برابری و صداقت بایستد خود را تا سطح جنبشی حقوق بشری پایین آورد. باید نگران این بود که گفتمان دفاع از کشته شدگان و زندانیان غالب شود. .راستش را بخواهید وقتی می بینم اکثر نیروهای سیاسی و اجتماعی خارج و داخل به این گفتمان تمایل نشان می دهند و بهانه شان هم حفظ وحدت؟! است آنرا کاملا در ارتباط با ناتوانی آنها در تحلیل شرایط کنونی و مسایل به وجود آمده می دانم. چون نمی توانند آنچه رخ داد را توضیح دهند، همان کاری را میکنند که جمهوری اسلامی هم انجام می دهد. اگر آنها آن را به تلاش بیگانه و ضد انقلاب نسبت میدهند تا تحقیرش کنند، روشنفکران نیز بدشان نمی آید آن را به یک جنبش حقوق بشری معمولی تقلیل دهند تا از دردسر تحلیل آنچه به واقع در حال رخ دادن است خلاص شوند.

اما مساله دوم که گسترده تر است و باید در وقتی مقتضی به آن پرداخت در نوع نگاه به مبارزه است:
ما در ایران اینک کسی را داریم که دیگر به مبارزه به صورت امری کلاسیک نگاه نمی کند. نه اینکه دیگران نبوده اند اما نه تا به حال به این روشنی کسی بیان داشته و نه کسی این حوزه تاثیر را داشته است.

 مدتی پیش دو کتاب از میشل بن سایق خواندم که به نظرم برای تحلیل آنچه در ایران این روزها میگذرد باید آنها را خواند. اولی کتاب "مبارزه و مقاوت و زندگی میشل بن سایق" است و دومی "مقاومت آفرینش است". بن سایق در این کتاب ها پرده از نوع مبارزاتی برداشته که اسم آنرا رادیکالیته نوین نامیده است. اصل اساسی رادیکالیته نوین آن است که وحدت بین انسانها فطرتا در حرکت به وجود می آید و نیازی به دیدگاه های ایدئولوژی محور و استراتژی محور و تشکیلاتی محور ندارد. از موسوی به خاطر بودن در این دیدگاه باید که حمایت جدی کرد. او نوید نگاهی جدید به مبارزه را برای ایران می دهد. نگاهی که تضاد محور نیست، تشکیلات محور نیست، ایدئولوژی محور نیست، استراتژی محور نیست، جسم محور نیست، آینده محور نیست، برنامه محور نیست،فراموقعیتی نیست، خشونت محور نیست، انتزاعی محور نیست و البته این عدم محور بودن لزوما به معنی نفی ایدئولوژی، استراتژی و برنامه و حزب و تشکیلات و ... نیست. مخالفت با ایده های کلاسیک حزب و جبهه و تاکید بر" تکثر و تنوع شبکه های اجتماعی" را باید جدی گرفت و آن را بال و پر داد. به نظر می رسد باید که در تحلیل جنبش و ایجاد راهکارهای نو بیشتر کوشید. بوردیو میگوید "كنشگران اجتماعي سازنده اوضاع و شرايطي هستند كه در آن زندگي مي كنند." موفقیت ایده هایی چون "هر شهروند یک ستاد" و "هر شهروند یک رسانه" نشان داد که نگاه به ایران و مردم آن می باید که متفاوت از قبل شود و دیگر نباید مردم را به گروهی حامی آن حزب و آن فرد تقلیل داد. امروز "هر شهروند یک رهبر" است و این تبلور واقعی جنبش رادیکالیته نوینی است که اندیشمندی چون نوام چامسکی به آن احترام گذاشته و مردم جهان را در حال یادگیری از آن میداند.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:57  توسط رضا  | 

 مدتی است که در وبلاگم مطلب جدیدی نمیگذارم. دلیلش این است که این روزها مقاله و تحلیل زیاد نوشته می شود اما باورم این است که هیچ کدام از این مقالات و تحلیل ها نمی تواند ارزشی بیشتر از حرف های گاه و بیگاه میرحسین داشته باشد. گویی عصاره همه آنها را میتوان در سخنرانی های میرحسین دید که هم جمع بندی حرکت تاکنون را دارد و هم چگونگی ادامه راه را نشان میدهد. باید که کلمه کلمه حرف هایش را بارها خواند تا هم امید گرفت و انگیزه و هم دانست که چگونه باید ادامه راه را پیمود:
 
قلم - میرحسین موسوی با تبریک اعیاد پیش رو، هر یک از این فرصت‌ها را به عنوان نعمتی دانست که خداوند برای نهضت سبز قرار داده است تا از آن خوب استفاده کند.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.

وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.

موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.

وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.

میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم.

وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟

موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو  و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.

میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.

وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟

موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت.

وی ادامه داد: غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند.

موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت‌الله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.

وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.

موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت: قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم.

وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.

موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست.

وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم،  فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم .

موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.

وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت: تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.

موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.

وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند.

میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.

موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم؟

به گزارش قلم‌نیوز، وی افزود: مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.

موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.

وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.

موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.

وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.

میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.

وی ، شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.

موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.

وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمی‌شود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد: خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 12:2  توسط رضا  |