تبليغاتX
روزنوشته های سبز

روزنوشته های سبز

والذین اجتنبوالطاغوت ان یعبدوها وانابواالی الله لهم البشری فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

۲۸ سال پیش در روز ۳۰ خرداد مسعود رجوی که پیروزی انقلاب را تنها در به قدرت رسیدن خود میدید با صدور بیانیه ای سبب شد تا در طول ۸ سال بعد از آن تعداد زیادی از پاک ترین جوانان این مرز و بوم در یک جنگ داخلی از میان بروند...آری قدرت و شهوت رسیدن به آن سبب شد که جان هایی از میان بروند که هر یک می توانستند برای ساختن ایران کافی باشند به تنهایی...

دیروز اما ایران زمین پس از مدتها مردی را در کسوت رهبر جنبش اجتماعی به خود دید که نشان داد می توان مقاومت کرد و انقلابی بود اما هرگز به قدرت نیندیشید و ثابت کرد که برایش این جان های پاک بیش از هرچیزی با ارزشند. خیلی از آنها که اکنون بر مسند کارند بدشان نمی آمد که بعد از ۲۸ سال موسوی کاری کند که آنها بتوانند پروژه تصفیه خونین خود را کلید بزنند و کودتای ۲۲ خردادشان را تکمیل کنند. اما میرحسین همه نقشه هایشان را نقش بر آب کرد. توده مردم نیز در کنارش ماندند و نشان دادند که برای آنکس که با ایشان صادق باشد و برایشان تب کند میمیرند...

خیلی دیروز روز مهمی بود. این همه خشونت و قساوت را حتی در فیلم های هالیوودی هم نمی توان دید اما مردم نشان دادند که خیلی بزرگوارند. این روزها در خیابان های تهران عشق و محبت و ایثار تقسیم می کنند و چه بازار کسادی دارند نفرت پراکنان...

من به پدرم افتخار میکنم... من به همسرم افتخار می کنم...من به دوستانم و به همه آشنایانم افتخار می کنم...من به همه مردم ایران افتخار می کنم و امروز سربلندتر از همیشه می توانم فریاد بزنم که من ایرانی هستم... و چقدر دوست داشتم که در ایران و در کنارشان بودم...

بیانیه میرحسین در تاریخ ایران خواهد ماند. بیانیه ای که در آن نه تنها به دام خشونت طلبان نیفتاد که بار دیگر بر آرمان های برحق مردم پافشاری کرد تا نشان دهد که تنها برای حفظ انقلاب به میدان آمده است...تا بگوید که می توان بر آرمان ایستاد و مقاومت کرد اما خشونت هم نورزید و خشونت ورزان را رسوای عالم نمود...و چه زیباست آنجا که می گوید: " هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد"...بخوانید این بیانیه را که این برگی از تاریخ ایران است:

"بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
مردم شریف و هوشمند ایران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد که رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسوولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم.

سی سال پیش از این در کشور ما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسان‌ها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعه‌هایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیده‌اند به چیزی کمتر از آن راضی نمی‌شوند.

آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌کردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به یاد آورم که اعتنا به کرامت انسان‌ها پایه‌های نظام را تضعیف نمی‌کند، بلکه استحکام می‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کنم.

من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم، رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشیند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند.

اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از عواقب قانون‌گریزی پیش‌بینی کرده بودیم به صریح‌ترین شکل ممکن و در نزدیک‌ترین زمان تحقق یافت.

استقبال عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاش‌هایی بود که برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحران‌های مدیریتی موجود و نارضایتی‌های گسترده‌اجتماعی، که انباشت‌شان می‌تواند کیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسن‌ظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد بود که مسوولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای مسالمت‌آمیز را تحمل نمی‌کنند.

اگر حجم عظیم تقلب و جابه‌جایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات می‌رسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت می‌دانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانه‌‌انگاری‌ها بود. من آمده بودم تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفته‌اند خنثی کنم.

اکنون مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسوولیت آن را پذیرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که این رسیدگی‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد.

از ما خواسته می‌شود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی‌طرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بی‌طرفی است.

اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بی‌طرفانه از طریق یک هیات مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته ‌شوند، یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصی‌ها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکت‌های مردمی به فرافکنی بپردازد و مسوولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد.

اینجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان یک همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم توانایی‌های اندکی که در اختیار دارم براین باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان می‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در یافتن این راه‌حل‌های جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدران راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و تکیه بر توانمندی‌هایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست،ما با نیروی انتظامی روبرو نیستیم نیروی انتظامی حافظ امنیت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ اصلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی.

ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهم آیی هایی را تشویق کنند و صدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نکنیم. کاملا مشخص است که در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی که دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود.

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی"

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 1:53  توسط رضا  | 

انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ یکی از آن انتخاباتی بود که می توانست در تاریخ ایران زمین ماندگار باشد...اما اینقدر اگرهای بسیار در این میان هست که آدمی تنها می تواند بر این فرصتی که از دست رفت افسوس بخورد. این انتخابات می توانست به واقع رایی دوباره به تداوم انقلاب و تداوم آرمان های برحق آن باشد اما با خیانتی که در امانت شد متاسفانه تمام شکوه و بزرگی آن به چالش کشیده شد. آری به راستی حضور ۸۰ درصدی در انتخابات را در کمتر ( و به واقع در هیچکدام) از دموکراسی های جهان می توان شاهد بود. این حضور که احتمالا اگر با کارشکنی و نرساندن تعرفه به صندوق های خاص همراه نمیشد احتمالا فراتر از صد درصد میبود نشان داد که مردم ایران راه درست را یافته اند و اتفاقا به همین دلیل بود که اینگونه از دست بردن در آرایشان به خشم آمدند. کاش رهبران ایران این فرصت را قدر دانسته و در کنار مردم می ایستادند تا نام خود را همچون همه این میلیونها سبزاندیش جاودانه کنند...

اما به راستی این روزها حتی اگر به پیروزی نهایی کودتاچیان نیز منجر شود تاثیری عمیق بر مردم گذاشته است. دوست عزیزی چند هفته ای قبل از انتخابات میگفت اگر این انتخابات هیچ نتیجه ای نداشته باشد اما فقط به یاد مردم بیاورد که ۳۰ سال پیش چگونه بودند و امروز چگونه اند کافی است...به نظرم این هدف این روزها کاملا به دست آمده است. وحدت و ایثار و از خود گذشتگی آرمان های گم شده نسل ما بود که این روزها در سیل جمعیتی که فریاد سکوتشان دنیا را گرفته است موج میزند...

این روزها دو اقلیت هستند که به شدت از این سکوت و آرامش مردم و شعارهای الله اکبر دشمن شکنشان خشمگینند...اول آن اقلیت کودتاچی که رویای قتل عام در سر میپرورانند و این سکوت و آرامش مردم رسوایشان کرده است و نقشه های شومشان نقش بر آب شده است و دیگر آن اقلیت سلطنت طلب که این روزها در این سیل جمعیت و فریادهای الله اکبر رویای بازگشت ولیعهدشان را بر باد رفته میبینند...

********************

بسیارند کسانی که هیچ نسبتی با انقلاب نداشته اند اما امروز منتظر یک حرکت نادرست از سوی انقلابیون هستند تا با کنار زدن آنها و از آن فاجعه بارتر حذف فیزیکی شان جایی برای خود در حکومت ایران دست و پا کنند. بدشان نمی آید انتقام سی سال مقاومت و رنج و آزادگی را یک جا از انقلاب و انقلابیون بگیرند تا دیگر نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان... مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 0:16  توسط رضا  | 

روزی روزگاری یک انقلابی بود که گفت بسیج مدرسه عشق است. آن روزها روزهای آتش و خون و جنگ در دو جبهه داخلی و خارجی با دو دشمن ملت (رجوی و صدام) بود و گوینده آن سخن کسی بود که این روزها محبوب قلوب ملت شده است. آن روزها اسلحه در دست بسیجی بود و لوله آن را به سمت سینه دشمن ایران نشانه رفته بود و سینه اش را سپر کرده بود تا از جان و مال و ناموس مردمش دفاع کند. آن روزها همت و باکری و زین الدین هایی بودند که در سر عشق داشتند و شور...عشق و شوری که طنینش به بلندای تاریخ ایران است و هرگز محو نخواهد شد. این طنین عشق و شور هنوز هم با ماست. با مایی که نسلی بعد از آنهاییم اما عشق و شور را فراموش نکرده ایم. اما لباس مقدسی که آنها بر تن داشتند این روزها بر تن کسانی است که هیچ بویی از عشق و شور و حتی شعور نبرده اند. آری بسیجی که زمانی اسلحه به دستش بود تا از امنیت مردم دفاع کند لوله اش را به سوی ملت برگردانده و رگبار تیرهایش را به سوی سینه مردم بی دفاع گرفته است...چه می شود ما را؟ آخر مگر می شود لباس همت و باکری بر تن چنین آدم کشانی باشد؟ آری آری باورمان باید...ضدانقلاب حتی لباس مقدس بسیجی را نیز از ما ربوده است...لباس همت و باکری امروز بر تن همان کسانی است که آنها با او میجنگیدند...دشمن ملت بودن افتخاری نیست آقایان حتی اگر لباس مقدسی پوشیده باشید...مهم آنست که لوله اسلحه تان به سوی مردم است یا به سوی دشمن مردم...

خیال میکنند با چند تا توپ و تشر میتوانند میرحسین را عقب بنشانند یا مردم را از حمایت او بازدارند...البته شاید با همین آدم کشی ها و قداره بندی هایشان بتوانند مردم را از حمایت میرحسین بازدارند اما زهی خیال باطل که میرحسین عقب بنشیند. چه خیال خامی در سر می پرورید. دو دشمن بزرگ ایران (رجوی و صدام) هم روزی همین خیال خام را در سر میپروراندند. میرحسین در آن روزهایی که شهدا رجایی و باهنر در آتش دشمنی رجوی با ملت ایران سوختند مسئولیتی را قبول کرد که هزار بار از تهدید های شما سنگین تر بود و هر آن امکان ترور شدن او نیز چون آن شهدای بزرگوار بود. آن روز هم جنگ داخلی بود و هم جنگ با دشمن خارجی اما کسی نتوانست میرحسین را خانه نشین و ساکت کند یا بترساند. چه رسد به امروز که خود به خطر افتادن انقلاب را حس کرده و به میدان آمده...آری آقایان...امروز می توانید از پیروزی کودتای ۲۲ خردادتان خوشحال باشید اما بدانید تاریخ شما را نیز در کنار همه کودتاچیان خواهد نشاند و میرحسین و مردمی که این روزها سرافرازانه در کنارش ماندند را در جایگاه آزادمردان خواهد نشاند...فراموش نکنید که خائنان به رای مردم در این مرز و بوم هرگز عاقبت خوشی نداشته اند و نامشان هرگز به نیکی نرفته است...

**********************

پ.ن ۱: کاش بودید و میدیدید که این طلنت طلبان چه خوشحالند از پیروزی احمدی نژاد...و چه بیزارند از یکرنگی و وفاداری مردم و جوانان ایران زمین به پرچم و هوبت و رایشان...

پ.ن ۲: دیروز سردبیر بخش جهانی بی بی سی فارسی در مطلبی رسما چراغ سبز انگلیس به سرکوب مردم ایران را اعلام کرد و نوشت که همین احمدی نژاد متزلزل را به ادامه اعتراضات در یک کشور پر از نفت ترجیح میدهد. معلوم است دیگر چه دولتی بیشتر از احمدی نژاد می تواند منافع شرکت هایشان را تامین کند و از منافع ایران بگذرد...

پ.ن ۳: نتانیاهو هم این روزها قند در دلش آب می شود. هیچ چیز بیشتر از این کودتای ضد ملی نمی توانست منافع اسراییل را در منطقه حفظ کند...

پ.ن ۴: واشنگتن پست هم دیروز نظرسنجی را که سه هفته قبل از انتخابات انجام شده بود چاپ کرد و اعلام کرد که رایی که احمدی نژاد برای خودش اعلام کرده از میزان نظرسنجی آنها کمتر هم بوده است...

مبارک همه کودتاچیان باشد حمایت همه کسانی که برای مردم ایران ارزشی قایل نیستند. در یک نظر با هم مشترکند و مردم را جز مشتی خس و خاشاک نمیدانند...

حیف از بسیجی که مدرسه عشق بود...

**************************

تیتر این مطلب را گذاشته بودم "بسیجی که مدرسه عشق بود" اما شنیدم پس از کشتار دوشنبه عده ای از بسیجیان سلاح خود را تحویل داده اند...به نظرم حتی اگر این کار را فقط یک نفر کرده باشد نشان می دهد که بسیج هنوز می تواند مدرسه عشق باشد لذا تیتر مطلب را تغییر دادم...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 1:3  توسط رضا  | 

تاریخ ایران و خصوصا این ۱۰۰ ساله اخیر فراز و فرود کم نداشته... هشت فراز و هزار نیازی که آقای هدی صابر (که متاسفانه ساعتی پیش خبر بازداشتش را شنیدم) دو سال پیش در حسینیه ارشاد به آن پرداخت این روزها فرازی دیگر به خود میبیند... ضد انقلاب تنها چند قدمی با کنترل و استحاله کامل انقلاب فاصله دارد. باقیمانده آنها که برای انقلاب و حفظ آن هزینه دادند در این چند ساعت یکی یکی اخبار بازداشتشان به گوش میرسد. تصفیه بزرگ انقلابیون در سیستم حکومتی ایران آغاز شده و ضد انقلاب دیگر راه چندانی تا پیروزی کامل بر انقلاب ندارد. در این میان مردمی که برای دفاع از انقلاب سی ساله شان و برای دفاع از رییس جمهور منتخبشان به میدان آمده اند قربانی وحشیگری پلیسی شده اند که باید حافظ امنیتشان باشد. تکلیف کودتای ۲۲ خرداد ۸۸ اگرچه این روزها و در خیابان های تهران معلوم میشود ولی بیگمان ۵۰ سال دیگر(شاید هم خیلی زودتر) رازهای آن برملا خواهد شد. همانطور که ۵۰ سال طول کشید تا معلوم شود که سیا ده هزار دلار به کاشانی داد تا از مصدق حمایت نکند شاید سالها طول بکشد تا معلوم شود ضد انقلاب با هدایت چه کسانی موفق به هدایت عملیات پاکسازی انقلابیون شدند... سی ان ان و بی بی سی امروز کاملا هم راستا با سیمای جمهوری اسلامی عمل کردند. فرقشان این بود که تصاویری هم از سبعیت نیروهای پلیس نشان دادند. خدا کند مردم به کودتاچیان بهانه سرکوب و کشتار ندهند. حرف کاملا قابل فهم و قانونی است که در بیانیه مجمع روحانیون هم آمده است. ابطال انتخابات و برگزاری مجدد در فضایی آرام و با حضور ناظران بی طرف. این خواسته منطقی و قانونی را می توان کاملا مسالمت آمیز پیش برد... نقش مراجع تقلید هم در این میان بسیار مهم است. اگر آنها از این خواسته به حق و قانونی حمایت کنند می توانند از ریختن خون های بیگناه بسیاری جلوگیری کنند...

سلطنت طلبان هم امروز همگام با حامیان احمدی نژاد جشن پیروزی گرفته اند. سی سال است بندگان خدا منتظر روزی بودند که همفکرانشان در داخل ایران بتوانند بر علیه رای مردم کودتا کنند تا بدون آنکه زحمتی بکشند حرف هایشان را به کرسی بنشانند. حامیان تحریم همگام با حامیان احمدی نژاد جشن پیروزی گرفته اند... معلوم است که باید از پیروزی ضدانقلاب خوشحال باشند...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 1:50  توسط رضا  | 

آنقدر دروغ را بزرگ گفته اند که دیگر حتی رمقی برای افشایش هم باقی نماند. چه میدانند که فردایی هم هست که بالاخره این مردم هم خدایی دارند...

باید دست مریزادشان گفت...خوب برنامه ریزی کرده بودند برای این کودتای انتخاباتی...خودشان را آماده کرده اند برای راه انداختن حمام خون...باید که ناکامشان گذاشت. حسرت ریختن یک قطره خون را هم باید بر دلشان گذاشت تا بدانند که ما خوب میدانیم که برنده این انتخابات کیست و آنقدر هم شما را در مقابل خود کم تعداد میبینیم که ارزش هماوردی هم ندارید...

خورشید همیشه پشت ابر نمیماند...تنها کسانی که این نتیجه را باور کرده اند طرفداران احمدی نژادند و چه کم است تعدادشان در مقابل کسانی که در زیادی این وقاحت حیرانند...

همگان فهمیده اند دیگر که احمدی نژاد در مسابقه دروغ و نیرنگ و فریب با بهره گیری از ابزار زر و زور و تزویر برنده شده است. دیکتاتور این روزها به شدت شامه اش را برای خون تیز کرده است...مبادا بهانه را به دستش دهیم...

احمدی نژاد و امثالش خانه شان از خانه عنکبوت هم سست تر است. یک تار موی این جان های عزیزی که در این هفته ها موج سبز را آفرید به همه این ۲۴ میلیون دروغ بزرگ می ارزد...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 1:1  توسط رضا  | 

مناظره میرحسین موسوی و مهدی کروبی حاوی مطالب بسیاری از سوی هردوی آنها بود. اما قسمت انتهایی سخنان موسوی و خصوصا دو دقیقه آخر آن یکی از آن بزنگاه های تاریخی است که بی شک در تاریخ سیاسی ایران زمین ثبت خواهد شد. آنجا که مجری صدا و سیما که در مقابل نام برده شدن از هاشمی و ناطق و فاسد خواندن خود و خانواده شان (بدون اثبات در هیچ محکمه ای) سکوت کرد و در عوض در مقابل انتقاد بدون نام بردن از سیاست های ۴ ساله ای که به تباهی انقلاب و نظام انجامیده تمام قد وارد دفاع از دولت شد. آن دو دقیقه آخر میرحسین حرف هایی زد که بیگمان درد دل بسیاری از آنهایی است که هنوز هم برای انقلاب دل می سوزانند. آنجا که پس از ۴ سال محدود کردن امر به معروف و نهی از منکر در تار موی دختران و لباس پسران بالاخره یک انقلابی این پرده ریا و دروغ را پاره کرد و به نقش ماری اشاره کرد که ضد انقلاب بدجوری این روزها بدان دل بسته بود.

خیلی این روزها و این صحنه ها جالب است... آنها که زمانی اگر بوش از اصلاح طلبی در ایران میگفت گوش فلک را کر میکردند امروز کارهایی کرده اند و حرف هایی زده اند که در دل ضد انقلاب شور و حالی عجیب ایجاد کرده... در تلویزیون های ضد انقلاب جشن گرفته اند که آی مردم! دیدید هرچه ما در این سی سال میگفتیم درست بود. ببینید که این آقا میگوید که همه قبلی ها دزدند و این را هم بدانید که خودش از همه بدتر است! میگویند مگر ما غیر از این حرف ها را میزدیم که عده ای مان را کشتند و ما هم فرار کردیم که کشته نشویم! خنده دار تر اینجاست که بسیجی های دو آتشه این روزها بدجوری با ضد انقلاب احساس تفاهم میکند. خیلی درس دارد این روزها... بسیجی های دو آتشه از گفتن دروغ هایی خوشحالند که سی سال ضد انقلاب میگفت و متاسفانه تنها کسانی که دروغ های ضد انقلاب را باور کردند کسانی هستند که ادعای انقلابی بودن دارند و بس! کاش ذره ای صداقت داشتند و خود را به شهدا و آرمان های شهدا وصل نمیکردند. کاش ذره ای شهیدی مثل همت را شناخته بودند و تلنگری میخوردند از این حرف های فرزند این سردار شهید

خیلی این روزها روزهای خوبی است. نسلی که انقلاب را بر پا کرد. پدران و مادرانی که بر باد رفتن همه آرمان هایشان را به تمامی به نظاره نشسته بودند امروز خیلی برای نسل ما قابل درک شده اند. چرا که همه شان در کنار نماد ایثار و مقاومتشان قرار گرفته اند. فرقی نمیکند. همه آنها که زمانی انقلابی بوده اند امروز به پا خواسته اند و در این مسیر نسل های دوم و سوم انقلاب هم به آنها پیوسته است. این همان نسلی است که بسیجی های مدعی امروز میگویند بویی از امام و انقلاب نبرده اما همین ها هستند که واکنششان عشقی است که نثار تصویر شهید همت می کنند و اشکی است که با زمزمه "ممد نبودی ببینی" میریزند. واقعا بویی از صداقت نبرده است امثال رجا نیوز و دیگرانی که در کنار سی ان ان و بی بی سی تنها صحنه هایی که در ورزشگاه آزادی دیدند رقص و پایکوبی و تار موی چند دختر بود. این بو نبردنشان از صداقت را این روزها در دفاع از دروغ های احمدی نژاد چه خوب ثابت کرده اند و چه بد آخرتی میسازند برای خودشان...

خیلی روزهای خوبی است این روزها...مهم نیست نتیجه انتخابات ۲۲ خرداد چه باشد... مهم این است که این روزها و اتفاقات آن سبب شد تا نسلی که انقلاب کرد و جنگ را پیش برد بهتر بشناسیم و قدرشان را بدانیم...حتی اگر هفته آینده ضد انقلاب بتواند پیروز شده و باقی مانده انقلابیون را هم از بین ببرد...چنین مباد

***********************

پ.ن: این هم حرف های پسر شهید بروجردی (مسیح کردستان)...من میدونم خیلی از بسیجی هایی که امروز چشمشون رو به همه بی اخلاقی های احمدی نژاد بسته اند امثال همت و بروجردی و باکری براشون الگو هستند. باز نگین ملاک حال افراد است. اینا فرزندان این شهدا هستند...لحظه ای حداقل به این فکر کنین که شاید حال شما باید دگرگون بشه تا در کنار مردم قرار بگیرین به جای قرار گرفتن در کنار ضد انقلاب...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 19:9  توسط رضا  | 

۴ سال پیش در هفته پایانی انتخابات وقتی نوبخت و مرعشی به نمایندگی از هاشمی در مقابل خوش چهره و کلهر به نمایندگی از احمدی نژاد قرار گرفتند پر بیراه نمیگفتند کسانی که عصبانیت و جوش و خروش مرعشی و نوبخت و به میان حرف های طرف مقابل پریدن را نشانه عدم اعتماد به نفس و احتمال شکستشان در انتخابات میدانستند. نحوه دفاع آنها و البته حملات از سر آگاهی این دو نماینده احمدی نژاد باعث شد که در پایان هاشمی به عنوان نماینده نظام مطرح شود و احمدی نژاد بتواند خود را به عنوان چهره ای اصلاح گر جا بزند و در واقع با استفاده از رای منفی بالای هاشمی (و صد البته سایر حمایت های پیدا و پنهان) برنده انتخابات شود.

مناظره امروز موسوی و احمدی نژاد نشان داد که احمدی نژاد هنوز هم قصد دارد از همان تاکتیک استفاده کند و با پیوند زدن هاشمی و خاتمی با موسوی او را به فاز دفاع از دیگران وارد کند. احمدی نژاد از این نکته غافل است که با عملکرد خود او و دولتش در این ۴ ساله دیگر جز خود و اطرافیانش کسی خریدار این حرف ها نیست. آرامش موسوی و مثال هایش در مناظره امشب سبب شد که احمدی نژاد که در این ۴ سال عادت نداشته که مورد خطاب کسی قرار بگیرد خود را ببازد و بی اختیار ۲ بار سبب قطع حرف های موسوی شود که هر دو بار با واکنش مناسب میرحسین همراه شد. بالا بردن پرونده زهرا رهنورد در مناظره ای که میلیون ها بیننده دارد علاوه بر آنکه نهایت بی اخلاقی بود اوج استیصال احمدی نژاد را نشان داد که با دفاع مناسب میرحسین هم همراه شد. هزاران نفری که در انقلاب فرهنگی از دانشگاه ها اخراج شدند و قربانی این پرونده سازی ها گشتند هرکدام از امروز یک ستاد بر علیه او خواهند بود و این تازه جدای از آنانی است که پرونده شان در دانشگاه علم و صنعت ساخته و پرداخته همین آقا و اطرافیانش بود و هست...

 متاسفانه احمدی نژاد خود نیز باور کرده که عملکرد دولتش در این ۴ ساله بسیار درخشان بوده و این خود بهترین تبلیغ برای دیگر کاندیداهای ریاست جمهوری است. باید این حرف را به همه مردم رساند که این انتخابات فقط انتخاب یک شخص نیست. امروز باید همگان در انتخابات شرکت کنند و اعلام کنند که آیا این شیوه و روش و منش را می پسندند یا خیر...این روزها روزهای پربرکتی است. صحنه هایی در ایران دیدم که هرگز قبلا ندیدم و شاید پس از این هم نبینم...موج سبز این روزها به همه جا می رود...من هم به سهم خود تلاش خواهم کرد تا این موج اینجا در مونترال هم با بیشترین قدرت ممکن همراه باشد

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 18:13  توسط رضا  | 

از چند ماه پیش از انتخابات برداشتی از یکی از آیات قرآن که مدتها پیش از مهندس میثمی شنیده بودم ذهنم را مشغول کرده بود. هرچه کردم سوره و آیه مورد نظر(که تنها ترجمه آن را به یاد داشتم) به یادم نیامد تا سفر مکه...خوبی اینگونه سفرها این است که گویی انسان بیش از هر زمان دیگری میتواند با قرآن مانوس شود و بیش از همیشه برای خواندن آن وقت بگذارد. به هر حال آیه ای که مدتها قبل برداشتی زیبا از مهندس میثمی درباره آن شنیده بودم را خواندم و به نظرم آمد در این روزهای باقیمانده تا انتخابات می تواند همچون تمام آیات دیگر راهنمای عمل باشد.

لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ

و به آنچه ما دسته‏هايى از آنان [=كافران] را بدان برخوردار ساخته‏ايم چشم مدوز و بر ايشان اندوه مخور و بال خويش براى مؤمنان فرو گستر

اگرچه امروز شاید نتوان پیامبر و کافر (به معنای آن روز) را مصداق یابی کرد اما می توانیم به عنوان کسانی که قرآن را راهنمای عمل می دانیم از این آیه یک درس خیلی زیبای تشکیلاتی بگیریم. در آن زمان پیامبر خیلی تلاش میکردند تا مشرکین(و خصوصا ثروتمندان مکه) را هدایت کرده و آنها را به گروه گروندگان بیاورند اما هرچه بیشتر تلاش می کردند کمتر نتیجه میگرفتند و به جهل و کفر آنها اندوه میخوردند. خداوند در این آیه خطاب به پیامبرش میگوید که به ثروت و نعمتی که به آنها داده ایم نگاه نکن و از جهل ایشان اندوهگین نباش و تلاش کن تا آنها را که تاکنون به تو ایمان آورده اند زیر بال خویش بگیری و آنها را تقویت نمایی.

درسی که میتوان در شرایط امروز از این آیه گرفت همان چیزی است که خوشبختانه تیم تبلیغاتی میرحسین موسوی (حداقل تاکنون) بر اساس آن عمل کرده است و آن هم بی اعتنایی به دو گروهی است که با لجاجت بر موضع خویش پای میفشارند. نخست گروهی که زمانی بر طبل تحریم انتخابات میکوبیدند و دیگر گروهی که بر ادامه بیراهه امروزین اصرار دارند. طرفه آنکه تمامی امکانات و منابع تبلیغاتی در اختیار همین دو گروه است. گروه نخست که از حمایت تلویزیون های ماهواره ای برخوردارند و حتی با وجود تضعیف شدیدشان همچنان بر استدلال های بی پایه و اساسشان پای میفشارند و گروه دوم که صدا و سیما را تمام قد در کنار خود دارند و از همه امکانات دولتی و ثروت بی کران دولتی بهره میبرند و این روزها به شدت مشغول پخش پول نقد در میان مردمند. درس تشکیلاتی که از این آیه می توان گرفت این است که باید برای آنها که تا امروز به موسوی پیوسته اند و برای پیروزی در ۲۲ خرداد تلاش می کنند وقت بیشتری گذاشت و بر تقویت آنها همت گماشت. این وعده خداست که اگر این مسیر با صداقت و درستی پیموده شود خدا نیز کمک کار خواهد بود.

 بیگمان اگر مسیر و حرکت بر اساس مسیر ترسیم شده در قرآن و در راستای انقلاب ۵۷ باشد هر نتیجه ای که در انتخابات به دست آید(حتی اگر این نتیجه شکست در برابر کسانی باشد که همه امکانات و منابع دولتی و غیر دولتی در اختیارشان است) پیروزی خواهد بود.

******************************************

پ.ن ۱: سفر عمره سفر خیلی خوبی بود. جای همه دوستان را خالی کردم و به یاد همگی بودم...

پ.ن ۲: به نظرم اولین سخنرانی میرحسین موسوی در تلویزیون اگرچه از نظر محتوا مناسب بود ولی دکور قرمز و کت و شلوار سورمه ای و پیراهن آبی هیچ نشانی از رنگ سبز نداشت. به نظرم این نشانه های سبز رنگ را باید خیلی جدی تر گرفت و حتما می تواند در این چند روز باقیمانده تا انتخابات اثر بیشتری هم داشته باشد اما باید از سوی همه و خصوصا مهندس موسوی جدی تر گرفته شود.

پ.ن ۳: مراسم دوم خرداد در ورزشگاه آزادی و گزارش سی ان ان از این برنامه را هم ببینید حتی اگر در آزادی حضور داشتید

مسجدالحرام

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 4:4  توسط رضا  |