تبليغاتX
روزنوشته های سبز

روزنوشته های سبز

والذین اجتنبوالطاغوت ان یعبدوها وانابواالی الله لهم البشری فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

میشل بن سایق نظریه پرداز فلسفه آزادی و موقعیت در کتاب "مبارزه، مقاومت و زندگی" می گوید: "لحظه کذایی اخذ تصمیم افسانه ای بیش نیست. ما به تدریج و آهسته آهسته آنچه میشویم که هستیم."

 آنچه این روزها و در حاشیه جنگ نابرابر در غزه در جهان رخ می دهد را چه بسا می توان یکی از آن لحظاتی دانست که انسان ها را تبدیل به آنچه هستند می کند. آنچه این روزها از میان آتش و خون در غزه نمایان است وجدان های بیداری است که در هیچ کجای جهان تاب سکوت ندارند و در رسوایی هرچه بیشتر جانیان میکوشند. با وجود اين، هنوز هم آدمهايي در اين كره خاكي زندگي مي‌كنند كه از هیچ لحاظی در برابر فجايعي كه در غزه مي‌گذرد غيرتشان به جوش نيامده و احتمالا هرگز هم بجوش نخواهد آمد. کسانی هستند که در تریبون ها و مقالاتشان همواره سخن از حقوق بشر است و آزادی و دموکراسی اما در میدان عمل و موقعیت و آنجا که باید، هیچ خبری از ایشان نیست. در این میان متاسفانه خیلی از ما ترجیح میدهیم که کاری نکنیم. بماند که بعضی ها آنچه در غزه میگذرد را "حق؟!" ساکنین آن میدانند اما خیلی ها نیز موضعی ندارند و با بی تفاوتی از کنار یک فاجعه انسانی میگذرند. بدتر از آن کسانی هستند که حمایت جمهوری اسلامی از حماس را بهانه سکوتشان می کنند و همچون دیک چنی(معاون اول بوش) مردم غزه را به این دلیل که به حماس رای داده اند که از سوی جمهوری اسلامی و سوریه حمایت می شود، شایسته آنچه بر سرشان می آید میدانند!

اما در میان ما ایرانیان مونترال کسانی هستند که می توان به احترامشان بر پا ایستاد و به ایشان افتخار کرد. کسانی که شاید نسلی از نسل من فاصله دارند اما آرمان و آرمان داری را(که گم شده نسل ماست) از یاد نبرده اند. بی گمان حتی اگر طول دوره حضور کسانی چون امیر خدیر در مجلس نمایندگی کبک کوتاه هم باشد حضور فعال و صمیمانه او در گردهمایی های هفته گذشته در همبستگی با مردم فلسطین از یاد نخواهد رفت. جایی که شاید خیلی از هموطنانم ترجیح دادند نباشند تا مبادا در کمپ جمهوری اسلامی تحلیل شوند!

 آنچه میخواستم بگویم این بود که اگر امروز و در این لحظه خاص در مقابل جنایاتی که حتی رسانه های برخوردار از ثروت لابی جهانی یهود نیز دیگر نمی توانند بر آن سرپوش بگذارند، سکوت می کنیم، هرگز به هیچ معیار انسانی و اخلاقی و حقوق بشری نمی توانیم که پایدار باشیم. اگر جنایات نئوکان ها در عراق و گوانتانامو را محکوم نمی کنیم، اگر حتی کلامی در محکومیت جنایات اسراییل در غزه نمیگوییم، نمی توانیم از خود انتظار داشته باشیم اگر روزی در جایگاه مجریان کشتار 67 قرار گرفتیم منتظری باشیم و سکوت نکنیم و عطای قدرت را به لقایش ببخشیم. آن روز اگر برسد یا در میان قربانیان خواهیم بود، یا در میان جانیان، یا در میان دسته بزرگتر سکوت کنندگان و دم بر نیاوران...هرچه باشیم منتظری نخواهیم بود...همانگونه که نخواستیم در کنار کسانی باشیم که امیر خدیر همراهشان بود....

**************************************************

در نگارش این مطلب تا حدودی از این مطلب مهدی پوررحیم هم الهام گرفته ام. ضمن اینکه این مطلب برای نشریه پیوند مونترال نگارش شده است.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 22:49  توسط رضا  | 

یکی از نکاتی که اینجا خیلی جلب توجه میکنه برای من اینه که استفاده از کامپیوتر و تکنولوژی اونقدر که ما فکر میکنیم اینجا نتونسته خودش رو جا بندازه. با اینکه حسابی فرهنگ سازی میکنن و تشویق میکنن و امکاناتش رو فراهم میکنن اما به جز در میان قشر خاصی از دانشجوها ( و البته دانش آموزان نسل جدیدشون) خیلی استفاده از کامپیوتر جا نیفتاده. نمیتونین تصور کنین چه تعداد از دانشجوهای بومی کانادا هستن که میانه ای با استفاده از کامپیوتر و برنامه های ساده ای مثل آفیس مایکروسافت هم حتی ندارن. توی کبک که اوضاع خراب تر هم هست. اگر ویندوز یک کامپیوتر فرانسوی نباشه خیلیاشون اصلا سر در نمیارن ازش ( در مورد ماها البته برعکسش صادقه ولی خوب تعداد کامپیوترها با ویندوز فرانسوی زیاد نیست خوشبختانه)

تسلط ایرانیا اما خصوصا به کامپیوتر و برنامه های کامپیوتری به نسبت دانشجوهای دیگر کشورها خیلی مناسبه. به خاطر همین هم شاید هم در درس و هم در موقعیت های شغلی میتونن وضعیت بهتری داشته باشن. در شرایط برابر واقعا تسلط نسل ماها روی کامپیوتر از خیلی از سی و پنج ساله های به دنیا اومده در اینجا بیشتره که خوب من فکر میکردم فاصله ماها با اینا بیشتر از این حرفا باشه.

پرداخت اینترنتی صورت حساب هم جزو خدماتی محسوب میشه که اینجا توسط تقریبا همه بانک ها انجام میشه ولی خوب خیلی شعبه ها خصوصا توی مرکز شهر آخر هر ماه صف میشه برای پرداخت صورت حساب چون نسل میان سال به بالای کانادایی ها با پرداخت های اینترنتی چندان میانه خوبی ندارن و ترجیح میدن کاراشون رو زیاد هم با کامپیوتر و اینترنت انجام ندن

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 0:33  توسط رضا  | 

یکی از خوبی های سال تحصیلی اینجا اینه که ترم ها خیلی زود تموم میشن و عملا بهشون این امکان رو میده که در هر سال ۴ ترم تحصیلی داشته باشن که دو تاش تقریبا با نیمسال های تحصیلی در ایران هم زمانه ولی فرقش در ترم های تابستانی هست. در ترم تابستانی (که در ایران گرفتنش تقریبا محاله و اگر هم بشه محدود به یه سری واحدهای عمومی و در بعضی دانشگاه های خاص هست) اینجا دو ترم ارایه میشه که توی هرکدوم از اونها میشه به اندازه یه نیمسال سه چهار ماهه واحد گرفت با این فرق که ترم های تابستانی فقط حدود ۶ هفته طول میکشن. اکثر درس های فوق لیسانس با ارایه یک پروژه هم همراه هست که تقریبا نیمی از نمره نهایی هر درس رو هم شامل میشن. دانشگاه کنکوردیا اساتید زیادی نداره و تعداد دانشجوهای فوق لیسانسش هم بسیار زیاده ( به دلیل جمعیت خیلی بیشتر مونترال و تقاضاهای زیاد برای تحصیل از سوی دانشجویان بین المللی که اکثرا هم پذیرفته میشه به دلیل وضعیت مالی دانشگاه) به همین دلیل این پروژه ها به صورت گروهی با تعداد زیاد در هر گروه (که بعضا با ۸-۹ نفر در هر گروه میرسه) تشکیل میشن. شاید همین کارهای گروهی هم باعث میشه که تا حدود زیادی سطح نمرات بالا بره. واقعا اینجا دانشجوهایی که وقت میگذارن هیچوقت نمره ای کمتر از A نمیگیرن. حتی میشه گقت اگر زیاد هم وقت نذاری میتونی از این نمرات بگیری ولی خوب اگر زیاد هم وقت نذاری امکان داره سطح نمراتت پایین بره. در دوره فوق لیسانس دو تا نمره C یا یک F برابر با خروج از دانشگاه است. یعنی اگر این اتفاق بیفتد شما باید یک بار دیگر از ابتدا دوره را بگذرانید اگر تمایلی برای گرفتن مدرک نهایی دارید! اینجا ایرانیا بیشتر نمرات اول کلاس ها را میگیرند. به نظر دو دلیل داره. اول اینکه خیلی از ایرانیا دانشجویان تمام وقت هستند و خیلی بیشتر از بقیه (که معمولا کار هم میکنند) میتونن وقت بذارن برای درس خوندن و دلیل دوم هم اینه که اینجا اساتید ممکنه امتحان سخت بگیرند و نمرات خیلی خوبی هم ندن. اما اینجوری هم نیستن که دنبال گول زدن دانشجوها باشن. یعنی در امتحان کاملا معلوم است که منابع سوالات کجاست. از کدام کتاب ها و مطالب مطرح شده در کلاس ها سوال مطرح می شود و اگر واقعا یک دانشجو به صورت نرمال مطالبی را که استاد گفته مرور کند میتواند نمره خوبی بگیرد...متاسفانه در مورد اساتید هم یک استثنا وجود دارد و آن هم وجود اساتید ایرانی است که حتی در اینجا هم به همان سبک اساتید ایرانی عمل میکنند. درس های سنگین و امتحاناتی که معمولا کمتر ربطی به کتاب و جزوه اصلی درسی دارد و نمراتی که پایین ترین نمرات در کارنامه های درسی است حتی برای دانشجوهای ایرانی...خوشبختانه در دپارتمانی که من درس میخونم استاد ایرانی نیست. نه اینکه نخوام باهاشون درس بردارم ولی خوب مجبورم خیلی بیشتر وقت بگذارم واسه درس خوندن در اون صورت
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 16:36  توسط رضا  | 

این روزا هوای مونترال بسیار سرده اگرچه برف سنگینی نباریده این چند وقت ولی واقعا سرده هوای و مدتهاست که از ده درجه ای زیر صفر گرم تر نشده.

در تعطیلات بین دو ترم به دنبال یک کار نه چندان سخت بودم که بتونم به صورت نیمه وقت مشغول بشم و همزمان به درسم هم برسم علاوه بر اینکه میخوام زبان فرانسه رو هم شروع کنم بالاخره بعد از یک سال زندگی در این ایالت فرانسوی زبان فعلا یک کار مناسب پیدا کردم که البته تا به حال دو تا مصاحبه شو گذروندم و مصاحبه نهاییش هفته دیگه است. امسال برخلاف پارسال که زمانی که اراده کردم خیلی سریع تونستم کار پیدا کنم کمی سخت تر بود (البته شرایطی که من میخواستم هم کمی سختش کرده بود) که یه جورایی میشد به بحران اقتصادی هم ربطش داد. حالا اگر مصاحبه رو قبول شم بیشتر راجع به کار جدیدم مینویسم

این روزا مونترال و خصوصا جامعه حقوق بشریش حسابی مشغول برگزاری تظاهرات و اعتراض به جنایات اسراییل در غزه بودند. البته چند تایی هم اسراییلی معمولا در کنار اون از اسراییل حمایت میکردند که تعدادشون از ۵ تا بیشتر نبود در میان جماعت معترض به جنایات اسراییل امیر خدیر یه جورایی چهره بود خصوصا که حالا نماینده مردم کبک در پارلمان شده که قبلا درباره اش در اینجا نوشته ام. متاسفانه البته همونطور که روزنامه گازت مونترال نوشته بعید هست که این اعتراضات در مجموع تاثیری در فرونشستن آتش در غزه داشته باشه

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 17:6  توسط رضا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 19:56  توسط رضا  | 

دیروز روز کریسمس بود. در واقع این عید مذهبی مسیحیان محسوب میشه. شب قبل از این روز رو خانواده ها دور هم میگذرونن و بوقلمون میخورن و خلاصه کار و اینا معمولا تعطیله روی همین حساب توی این دو روز ۲۴ و ۲۵ دسامبر شهر مونترال (که خوب اکثر مردمش مسیحی هستن) تقریبا تعطیل هستش. سه تا از دوستان من از تورنتو اومده بودن این چند روز رو مونترال و از شانس بدشون دو روز از این سه روز همین ۲۴ و ۲۵ دسامبر بود و خلاصه فکر کنم اون چیزی که واسشون اتفاق افتاد فاصله بسیار فراوانی با تصورشون از مونترال داشت. تقریبا همه شهر تعطیل بود و فقط رستوران های عربی و هندی و یهودی و خلاصه رستوران های غیر مسیحی باز بودن. هوا هم سر سازگاری نداشت و برف و بارون و یخ بندان حسابی این چند روز رو ترکوند

حالا جالبه که این مونترال معروفه به اینکه مردمش زیاد هم مذهبی نیستن. یعنی قبلا خیلی بودن ولی تقریبا از دهه ۷۰ موج ضد مذهب حسابی اینجا رو هم شخم زده و از همون زمان هم عملا ازدواج و بچه دار شدن و اینا کم شده در کبک. ولی خوب به نظر میرسه تازگی این روند کمی برعکس شده. یعنی دوباره هم به مذهب روی آوردن و هم ازدواج و تشکیل خانواده زیادتر شده توشون...

راستی امروز هم باکسینگ دی بود. پارسال به این لینک ارجاع داده بودم که خوب امسال هم مثل پارسال توضیحات بیشتر اینکه در این روز مغازه ها علاوه بر تخفیف های نجومی مالیات هم نمیگیرن از مردم برای اجناسی که میخرن و به همین دلیل همه مردم هجوم میبرن به مغازه ها برای خرید. گفته میشد میزان خریدی که مردم در این روز انجام بدن عمق بحران اقتصادی در کانادا رو نشون میده که خوب به نظرم استقبال امسال خیلی بدتر از پارسال حداقل در مونترال که نبود

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 22:33  توسط رضا  | 

این روزا بحث اصلی در کانادا درباره بودجه ای هست که دولت اقلیت استفان هارپر باید در ماه ژانویه به پارلمان ارایه بده. این بودجه نمیتونه و نباید به هیچ عنوان انقباضی باشه چرا که همینجوری هم احزاب اقلیت درست قبل از تعطیلی پارلمان تصمیم گرفته بودند که دولت رو از کار برکنار کنند. به نظر میرسه دولت و وزارت اقتصاد با مشورت با حزب لیبرال یه سری برنامه تزریق بودجه به بازار رو در نظر گرفته تا بتونه کانادا رو از رکود اقتصادی نجات بده یا در واقع رکود رو به تاخیر بندازه و اثرش رو کم کنه. حرف از مبالغ میلیارد دلاری هست که برای کمپانی های مختلف در نظر گرفته شده و خصوصا صنعت اتومبیل سازی رو دارن سعی میکنن نجات بدن. موضوع اینجاست که دیگه کسی حاضر نیست ماشین بخره با توجه به اینکه در چنین بحرانی افراد کارشون رو از دست میدن و دچار مشکل مالی میشن الان همه یه جورایی از خرج کردن میترسن چون معلوم نیست موج بعدی بحران دامن گیرشون نشه. پس مردم میترسن که خرج کنن و این بازار رو که بر اساس مصرف برنامه ریزی شده دچار رکود میکنه. شرکت ها دو راهکار دارن. یا اینکه با همین وضعیت ادامه بدن و کمتر سود کنن و حتی ضرر بدن و یا اینکه تولید و هزینه هاشون رو کم کنن و برای اینکار باید یه سری واحداشون رو تعطیل کنن و کارگرانشون رو اخراج کنن که به بیکاری و تشدید بحران منجر میشه. حالا راهکاری که دولت های کانادا و آمریکا پیش گرفته اند چیه؟

یه راهکار خیلی ساده و اون هم اینه که بودجه عمرانی رو افزایش بدن. یعنی با تزریق پول به بخش سازه های سنگین مثل پل و راه و اینا کار ایجاد کنن تا عملا بحران تعدیل بشه و میزان کارهایی که از دست میره کمتر بشه

یعنی پول هایی که در این مدت از فروش اسلحه و نفت عراق و قیمت فوق العاده بنزین و از چپاول کشورهای جهان سوم و خاورمیانه به دست آمد حالا در راستای راه انداختن چرخ های اقتصادی جهان غرب و خصوصا آمریکا داره خرج میشه. کانادا در این میان اگرچه بحرانش شروع شده ولی خوب همه پیش بینی ها میگه که این بحران در کانادا به شدت آمریکا نخواهد بود. دلیلش هم جمعیت کم کانادا و البته تعداد زیاد مهاجرانی هست که با خودشون پول میارن و عملا اقتصاد کانادا رو نمیذارن دچار وضعیتی بشه که در آمریکا به وجود اومده. البته خود خود کانادایی ها هم از نظر اقتصادی خیلی خوب عمل کرده اند و مثلا وام های بی اعتبار مثل آمریکا برای خونه ها داده نشده و این هم یک نکته مثبت دیگه است. البته کانادایی ها دارن شغل از دست میدن. تعداد این شغل های از دست رفته هم زیاده ولی دولت اقلیت کانادا که از چهار حزب اصلی در پارلمان تشکیل شده داره سعی میکنه تعداد این شغل ها رو در حداقل ممکن نگه داره...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 20:25  توسط رضا  |