تبليغاتX
روزنوشته های سبز

روزنوشته های سبز

والذین اجتنبوالطاغوت ان یعبدوها وانابواالی الله لهم البشری فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

کلا این عیدا اینجا زیاد نمیچسبه. نمیدونم شاید چون توی مغازه ها خبری نیست و هرچی هست راجع به کریسمس هستش آدم احساس نمیکنه که عید شده یا قراره یه روزی باشه که جشنه و خوشحالی... به هر حال عید غدیر مبارک...

*****************

پروسه گرفتن گواهینامه اینجا پروسه چندان مشکلی نیست ولی یه مقدار استرس داره و به طور طبیعی همه ترجیح میدن که خیلی آماده باشن واسش ولی باور کنید که این یک اشتباه هست که آدم بخواد خیلی خودش رو آماده امتحان رانندگی کنه اینجا قوانین کبک یه مقدار با بقیه ایالت ها فرق داره اما اگر کسی گواهینامه داشته باشه از ایران فقط کافیه ترجمه اش کنه و از اداره راهنمایی رانندگی کبک وقت بگیره. تلفن رو میشه از سایت راهنمایی و رانندگی کبک دریافت کرد. امتحان کتبی رو میشه به هر زبونی که بخواین بدین. یعنی اگر بخواین حتی میتونین به زبان فارسی هم امتحان بدین فقط کافیه هزینه یک مترجم رو بپردازین.

کلا پروسه گواهینامه اینجا پروسه گرونی هستش. یعنی اصولا داشتن اتومبیل یک تجمل محسوب میشه و هزینه زیادی داره. از هزینه های خود ماشین که بگذریم داشتن گواهینامه اگرچه لازم هست ولی تقریبا سالی حدود ۳۰۰ دلار هزینه داره. البته این هزینه مزایایی هم داره که حالا میگم برای امتحان کتبی پیشنهاد میکنم که هیچ وقتی رو تلف نکنین و به محض اینکه یه مقدار جاتون ثابت شد واسه امتحان اقدام کنین. دو تا کتاب دارن راجع به راهنمایی و رانندگی که پیشنهاد میکنم وقتتون رو برای خوندنش تلف نکنین چون من کردم و هیچ ارزشی نداشت! اگر میخواین امتحان رو قبول بشین یه سری تست هست شبیه به تست امتحان که هم میتونین از توی همین سایتی که معرفی کردم بزنین و یا اینکه CD مجموعه اش رو از یه دوست ایرانی که قبلا امتحان داده بگیرین یا اینکه از کتابخونه بخرینش هزینه امتحان کتبی ده دلار بیشتر نیست. امتحان سه قسمت داره که یه دفعه که امتحان دادین هر قسمتی رو که قبول بشین دیگه نمیخواد امتحان بدین اون قسمت رو.

اما برای امتحان اصلی رانندگی مشکلی که هست اینه که به این راحتی ها وقت گیر نمیارین. یعنی بهتره وقتی براش اقدام کنین که کار هنوز نگرفتین چون یا باید برای سه چهار هفته بعد وقت بگیرین یا اینکه زنگ بزنین و از جاهای خالی وقت بگیرین که زمانش خیلی دست شما نیست و معمولا با دو روز فاصله بهتون وقت میدن. برای اونایی که مونترال هستن دو تا محل میتونن امتحان بدن. محل اصلی امتحان در مونترال در هنری بوراسا قرار داره که خیلی پیشنهاد نمیکنم خصوصا اگر حداقل زبان انگلیسیتون کامل نیست چون یه مقدار افسرای این محل سخت گیر هستن و منطقه هم واقعا مشکل هست واسه دادن امتحان. در جنوب جزیره هم میشه امتحان داد که شهر لونگوی واقع شده. شهری خلوت که جون میده واسه امتحان رانندگی! برخلاف ایران اینا اصلا براشون پارک و دنده عقب و اینا مهم نیست( البته امتحانشو میگیرنا) چیزی که واسشون خیلی مهمه اولا اینه که تا میتونین سرتون رو بچرخونین و موقع هر خط عوض کردن یا گردشی نقاط کورتون رو چک کنین و بتونین افسر مربوطه رو قانع کنین که ایمن رانندگی میکنین. من با اینکه خیلی از رانندگی خوشم نمیاد و کلا هم خیلی راننده ماهری نیستم تونستم راحت قبول شم بدون اینکه از این کلاسای رانندگی اینجارو برم ولی اگر شما میخواین که مطمئن بشین از قبول شدنتون شاید بد نباشه یه دو ساعت آموزش داشته باشین. امتحان رانندگی ۲۵ دلار خرج داره به اضافه هزینه اجاره کردن ماشین (این یکی خیلی زود داره اونم واسه ۱۵ دقیقه امتحان) که ۴۵ تا ۵۵ دلار ازتون میگیرن ( بستگی داره کجا امتحان بدین)

اما بعد از اینکه امتحان رو قبول شدین باید هزینه بیمه سالانه بپردازین تا گواهینامه تون اعتبار داشته باشه. این بیمه بسیار معتبره چون مربوط به دولت کبک میشه و در همه دنیا اعتبار داره. به نوعی گواهینامه مربوط به سلامتی شما میشه. به این صورت که در هر جای دنیا اگر شما تصادف کنین تمامی هزینه های بیمارستانی که پرداخت میکنین توسط دولت کبک به شما بازگردانده میشه. البته این بیمه هزینه کسانی که شما در هنگام رانندگی بهشون صدمه زدین رو شامل نمیشه ها اگر هم که در کبک باشین که خوب بیمه درمانی کبک هیچ هزینه ای برای شما نخواهد داشت. در مجموع داشتن گواهینامه کبک جزو اون مدارکی محسوب میشه که نباید داشتنش رو مثل من یک سال به تعویق انداخت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 20:45  توسط رضا  | 

زمستان سخت مونترال بالاخره از دو روز پیش آغاز شد و برف سنگینی که آمد حسابی همه چیز رو به هم ریخت اولین برف مونترال همه رو غافلگیر کرد حتی سازمان هواشناسی رو که پیش بینی کرده بود بعد از یک برف ۲۰ سانتی یکی دو روزی هوا بارونی و گرم باشه و همه برف ها آب بشه به همین دلیل هم شهرداری زیاد آمادگی مقابله با یک برف سنگین چند روزه رو نداشت. بالا نرفتن دمای هوا باعث شد همه اون بارون هایی که پیش بینی میشد به برف تبدیل بشه و حسابی شهر رو سفیدپویش کنه و شهرداری هم تا بیاد به خودش بجنبه همه اون برفا تبدیل به یخ شده و دیگه هیچ رقمه فکر نکنم تا آخر زمستون پیاده روها رو بشه بدون یخ دید مگه اینکه بازم سازمان هواشناسی اشتباه کنه و هوا چند روزی حسابی گرم بشه این سرما و بارش برف باعث شده که چند روزی حسابی اتوبان ها و خیابان های مونترال هم دچار معضل ترافیک بشن. یه اتوبان ۱۵ دارن که یه جورایی رابط غرب و شرق مونترال محسوب میشه (مثل همت خودمون) که این چند روز هرکس گذارش افتاد یه دو ساعتی توش قفل شده بود تا ساعت شلوغی بگذره

راستی گفتم اتوبان یادم افتاد که وقت نکردم راجع به گواهینامه بنویسم! هفته پیش رفتم و آزمون دادم و گواهینامه مو گرفتم توی پست بعدی مفصل مینویسم که اگر کسی خواست اینجا گواهینامه بگیره چه کار باید بکنه

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 22:6  توسط رضا  | 

امروز انتخابات ایالت کبک برگزار شد و اگرچه نتایج با آنچه نظرسنجی ها اعلام می کرد کمی فرق داشت اما حزب لیبرال کبک توانست دولت اکثریت رو به دست بیاره. نتایج انتخابات ایالت کبک نشان می دهد که حزب لیبرال توانست بر حزب کبک (party quebecois) پیروز بشه. نکته جالب این پیروزی چرخش گفتمان انتخاباتی حزب کبک در روزهای آخر به گفتمان رفراندوم و جدایی بود که نتوانست مانع پیروزی حزب لیبرال(که مخالف جدایی از کانادا است) شود.

اما نکته جالب انتخابات برای ایرانیان حزب کبک سولیدیر (quebec solidaire) هست که نفر دوم این حزب  امیر خدیر توانست تنها کرسی این حزب رو در مجلس کبک به دست بیاره. وقتی نفر دوم یک حزب میتونه تنها کرسی اون رو به دست بیاره یعنی نقش رای دهندگان ایرانی در انتخاب او بسیار با اهمیت بوده. ایرانیان مونترال با رای دادن به امیر خدیر نشان دادند که گاهی اوقات می توانند برخلاف همه پیش بینی ها با یکدیگر وحدت هم نشان دهند و یک هموطن را با وجود تمام اختلافات عقیدتی به پارلمان بفرستند. حزبی که  امیر خدیر سخنگویی آن را هم به عهده دارد حزبی نیست که یک ایرانی مهاجر در کانادا به آن علاقه چندانی داشته باشد. حزبی کاملا چپ گرا با عقاید جدایی طلبانه شاید در نگاه اول هیچ ایرانی را به رای دادن به خود تشویق نکند اما حضور یک پزشک ایرانی در کادر رهبری آن باعث شد تا عملکرد خوب انتخاباتی دکتر خدیر با رای و همراهی ایرانیان مونترال همراه شود و او به پارلمان راه یابد.

لینک این نوشته در بالاترین 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 21:52  توسط رضا  | 

پس از بیش از یک سال توقیف، روز شنبه شماره 205 روزنامه صبح منتشر شد تا مهر پایانی بر دوران طولانی توقیف این روزنامه زده شود. اما آنچه انگیزه نگارش این مطلب شد، نه انتشار مجدد صبح که تقدیر از کسانی بود که در بیش از 15 ماه گذشته معیاری جدید در فعالیت دانشجویی ایجاد کردند. در حالی که بسیاری از فعالان با سابقه دانشجویی و حتی در سطح کلان تر در جامعه از لزوم عقلانیت به معنای انفعال و سکوت در مقابل هر آنچه قدرتمند است صحبت می کنند(که مثال بارز آن اقلیت مثلا اصلاح طلب مجالس هفتم و هشتم است) عده ای دانشجوی سال دوم و سوم(که هرگز فعالیت دانشجویی در دوران اصلاحات را ندیدند) کاری کردند که امروز لزوم بازتعریف مفهوم عقلانیت ضروری به نظر می رسد. آنها نشان دادند که میتوان فعالیت دانشجویی کرد، نشریه دانشجویی و از آن مهمتر روزنامه دانشجویی منتشر کرد و رادیکال بود و به جای سکوت و باج دادن به این و آن، فریاد زد و در عین حال دانشجو بود و آرمان دار و زنده و فعال... این رادیکال بودن کم هم هزینه نداشته از توقیف و تعلیق تا کمیته انضباطی اما نتیجه آن نشان داده که آنها که به بهانه هزینه دار بودن فعالیت دانشجویی در طی دوران دانشجویی خویش فاصله کیلومتری تا هرگونه فعال دانشجویی را حفظ می کنند چقدر در اشتباهند.

میخواهم بگویم امروز هنر فعالان دانشجویی در روزنامه صبح انتشار مجدد روزنامه از پس توقیفی چندین ماهه نیست. هنر آنها در مقاومتی 15 ماهه است که امروز نه تنها شماره 205 روزنامه صبح را منتشر می کند که برای دانشگاه علم و صنعت میراثی گرانقدر باقی گذاشته است. مقاومتی که از دل آن خانه متروک و جوان و آوا زاییده شده و هویتی مستقل برای تک تک آنها که امروز صبح را منتشر می کنند ایجاد کرده است. هویتی که بالنده تر و پرثمرتر از همه هویت های دانشجویی است که نسل های قبلی ساختند چرا که در دورانی انجام شد که همه کس از خانواده و دوستان و همکلاسی ها تنها بر لزوم انفعال به عنوان عقلانیت و عدم دادن بهانه برای برخورد تاکید میکردند و کمتر کسی به لزوم مقاومت و راه های مقاومت در مقابل برخوردهای تهدید و تحدید کننده می پرداخت.

خانه متروک و جوان و آوا نشان دادند که هنوز هم هستند از میان دانشجویان کسانی که میتوانند برای بسیاری کارکشته های سیاست الگو شوند.

زمانی که سال گذشته خانه متروک منتشر شد شاید تکیه بر هویتی برگرفته از صبح داشت اما امروز که صبح منتشر می شود بیگمان بر هویتی تکیه می زند که آن را خانه متروک و جوان و آوا ساخته و پرداخته اند. مقاومتی که از پس توقیف 15 ماهه صبح انجام شده، می تواند خط بطلانی باشد بر راهبرد همه آنهایی (از دانشجو تا سیاستمدار) که انفعال را تنها راه و انتظار برای رسیدن روزهای روشن بدون هیچ حرکت و فعالیتی را خط سیر خود در این چند سال قرار داده اند. 

* این مطلب در شماره ۲۰۶ روزنامه صبح دانشگاه علم و صنعت منتشر شده است.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 16:30  توسط رضا  | 

حتما یادتونه که پارسال درباره تیم هاکی مونترال نوشتم که توی مرحله حذفی به جمع هشت تیم برتر پیوست ولی دیگه زورش نرسید و حذف شدخلاصه این تیم مونترال که همه بازیکنای خوب پارسالش رو حفظ کرده بود امسال امید خیلی زیادی ایجاد کرده بود که بتونه شانس بیشتری داشته باشه. اتفاقا فوق العاده هم شروع کرد و در ده بازی اولش هشت تا بازی رو برد. اما یک دفعه انگار همه انگیزه هاشون رو از دست داده باشن چپ و راست شروع کرد به باختن. طوری که در دوازده بازی بعدی هشت تا بازی رو باختن. باخت ها هم هرکدوم به شکل عجیب و غریبی اتفاق میفتاد. یک بار در دقیقه آخر گل میخوردن. بازی بعدی رو ۳-۰ میبردن و بعد بازی بعدی رو ۶-۱ باختن یه بازی با گلی که در دقیقه آخر یکی از مدافعانشون به خودشون زد باختن و تقریبا سه تا بازی پشت سر هم بازی رو مساوی کردن و توی پنالتی های آخر بازی باختن (در هاکی مساوی ندارن. اگر در طی سه وقت ۲۰ دقیقه ای بازی تموم شه تیم برنده ۲ امتیاز میگیره و تیم بازنده هیچ امتیازی نمیگیره ولی اگه توی پنالتی ببازن یک امتیاز میدن به تیم بازنده و تیم برنده همون ۲ امتیاز رو میگیره - البته تا جایی که من فهمیدم) خلاصه اوضاع تیم مونترال امسال حسابی مثل ابر بهاری میمونه و فعلا میشه حدس زد که امسال هم سال مونترال نیست

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 9:56  توسط رضا  | 

دیروز بازی فینال جام خاکستری (Grey Cup) که جام قهرمانی در کاناداست در مونترال برگزار میشد که تیم کالگری تونست ۲۲ بر ۱۴ برنده بازی بشه و جام قهرمانی کانادا رو توی مونترال از تیم این شهر بگیره و به غرب کانادا ببره . من کلا خیلی فوتبال آمریکایی رو تا بیام اینجا دنبال نمی کردم و راستش اصلا ازش سر در نمی آوردم ولی وقتی کمی درباره اش خوندم و اطلاعات کسب کردم دیدم که چقدر جذاب و پر تاکتیک هستش هر از چند گاهی مسابقات فوتبال آمریکایی رو دنبال می کنم. خصوصا فینال این مسابقات در کانادا و آمریکا که تعداد زیادی از مردم رو درگیر خودشون میکنن تیم هاکی مونترال هم چندان خوب بازی نمیکنه این چند وقت و همش میبازه البته اوضاعش از تیم تورنتو خیلی بهتره ها

روز انتخابات کبک هم در میان بی تفاوتی مردم داره میاد. هشدارهای هارپر نخست وزیر کانادا درباره بحران اقتصادی جایگاه بسیار مهمتری از اخبار مربوط به سخنرانی های انتخاباتی داره. خانم ماروا رهبر پارتی کبکوا توی این اوضاع خراب اقتصادی استخدام افراد بیشتری برای پلیس زبان (که وظیفه هرچه بیشتر فرانسوی کردن همه شرکت ها وتبلیغات رو داره) رو قول داده که سبب تمسخر شدن خودش و حزبش شده حسابی خودمونیم همه جای دنیا احزاب و افرادی هستن که حتی وقتی موضوع صحبت یه چیز دیگه است بازم دلشون میخواد همه راجع به علایق اونا حرف بزنن

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 22:58  توسط رضا  | 

من این مدت امتحانات میان ترمم بوده که زیاد نتونستم به روز کنم وبلاگ روشرمنده همه دوستانی که به اینجا سر زدن و با مطلبی قدیمی روبرو شدن. درباره انتخابات ایالت کبک بیشتر خواهم نوشت چرا که آرایش نیروها در این ایالت برایم بسیار جالب است. خصوصا جهت گیری شدیدا مردمی و به قولی پوپولیستی همه احزاب حتی حزب لیبرال نشان از جهت گیری کلی مردم ایالت هم دارد. اختلافی که در این میان هست در حقیقت چگونگی توزیع ثروت در وهله اول و بعد از آن هم مباحث قومیتی و دعوای همیشگی کبکی و کانادایی هست که سبب صف بندی میان احزاب گوناگون می شود.

شماره 52 نشریه چشم انداز ایران هم منتشر شده است که پیشنهاد میکنم مطالب خواندنی و همیشه راهبردی آن را دنبال کنید. خصوصا سرمقاله نشریه با عنوان پاسخی به چه باید کرد و روایت مهندس میثمی از آنچه در زندان های شاه اتفاق افتاد که هر دو به قلم مهندس میثمی هستند را حتما مطالعه کنید.

راستی اگر اهل حسینیه ارشاد رفتن هستید در شامگاه سه شنبه ها ساعت شش تا هشت شب را از دست ندهید. و اگر مثل من فاصله ای بعید با آنجا دارید می توانید مطالب جلسه را از وبسایت باب بگشا دنبال کنید. ضرورت رابطه صافدلانه مستمر همه گاهی و استراتژیک با خدا که توسط هدی صابر در حسینیه ارشاد ارایه می شود یکی از آن کلاس هایی است که مانندشان را به این راحتی ها پیدا نمی کنید.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 15:47  توسط رضا  |