*************
اگر در دنیا هنوز کسی هست که شک دارد که امریکا جائی است که در آن هر آرزوئی امکان پذیر است، که شک دارد که رویاهای پدران ما هنوز باما و زنده هستند، که هنوز قدرت دموکراسی در امریکا را زیر سئوال میبرد: این شب پاسخی به اوست !
پاسخ وی صفهای طولانی است که این مملکت هرگز تاکنون به خود ندیده است؛ پاسخش همان مردمی هستند که ساعتها در صف به انتظار ایستادند، و بسیاری از آنها این کار را برای نخستین بار میکردند؛ چرا که اعتقاد داشتند که این بار باید متفاوت باشد، و باور داشتند صدای آنها میتواند خود صدای تفاوت و تغییر باشد.
این پاسخی است از زبان پیر و جوان، دارا و ندار، دموکرات و جمهوریخواه، سیاه، سفید، آسیایی و آمریکایی. این پیام آمریکاییها به دنیا بود: ما هرگز مجموعهای از افراد جدا، یا دو دسته جدا از ایالات آبی و قرمز نبودهایم. ما «ایالات متحده آمریکا» هستیم و خواهیم بود.
این پاسخ آن کسانی است که مدتهای مدید در گوش خود زمزمه تردید و ترس میشنیدند و اکنون آمدهاند تا چرخ تاریخ را به سوی امید به روزگاری بهتر بچرخانند. این اتفاق منحصر به دیروز و امروز نیست؛ اما امشب، به دلیل کاری که امروز در این انتخابات و در این لحظه سرنوشتساز کردیم، تغییر به خاک آمریکا پا گذاشت.
هرگز فراموش نخواهم کرد که صاحب اصلی این پیروزی کیست. این پیروزی از آن شماست. این پیروزی از آن شماست.
به آنها که دنیا را به ویرانی میکشند میگویم: ما شما را شکست خواهیم داد. و به آنها که در پی صلح و امنیتاند می گویم: ما از شما حمایت میکنیم.
من نامزدی نبودم که کسی احتمال رسیدنش به این مقام را بدهد. ما کار خود را با پول زیاد یا حمایت فراوان دیگران آغاز نکردیم. مبارزه تبلیغاتی ما در تالارهای عظیم و باشکوه واشینگتن شکل نگرفت. مبارزه ما در حیاطهای دموین، اتاقهای کنکورد و ایوانهای چارلستون آغاز شد. مبارزه ما به پشتوانه مردان و زنان کارگری پیش رفت که به سراغ پساندازهای اندک خود رفتند و پنج دلار و ده دلار و بیست دلار به این هدف کمک کردند.
این پیروزی از آن شماست.
و میدانم که این کار را فقط برای پیروزی در انتخابات نکردید. و میدانم که این کار را برای من نکردید؛ این کار را کردید چون عظمت آنچه را که در پیش است درک میکنید. چون حتی همین الان که جشن گرفتهایم هم میدانیم چالشهایی که فردا پیش رویمان خواهد بود بزرگترین چالشهای زندگی ماست: دو جنگ، کره خاکی در خطر، و بدترین بحران مالی یکصد سال گذشته.
امشب اینجا ایستادهایم؛ اما میدانیم آمریکاییهای شجاع و دلاوری در بیابانهای عراق و کوهستانهای افغانستان از خواب بیدار میشوند تا جان خود را به خاطر ما به خطر بیندازند. پدران و مادرانی که بر بالین فرزندان خود با این فکر چشم بر هم نمیگذارند که چطور قسط خانه و پول دکتر و دارو را تامین کنند و پولی هم برای خرج تحصیل فرزندانشان کنار بگذارند. باید انرژیهای نو به دست بیاوریم، کارهای جدید ایجاد کنیم، مدارس جدید بسازیم، به تهدیدها پاسخ دهیم، و با برخی متحدان دوباره دست دوستی بدهیم.
راهی دراز و قلهای پرشیب پیش رو داریم. شاید در یک سال و حتی در یک دوره به آن نرسیم؛ اما آمریکا! من هرگز به اندازه امشب امیدوار نبودهام که به آن خواهیم رسید. به شما قول میدهم که در قالب یک ملت به آن خواهیم رسید.
موانع و مشکلاتی پیش رویمان خواهد بود. بسیاری هستند که با تصمیمات و سیاستهای من در مقام رییس جمهوری موافق نخواهند بود. و میدانیم که دولت نمیتواند تمامی مشکلات را حل کند.
اما من همواره در مورد چالشهای پیش رو با شما صادق خواهم بود. حرف شما را خواهم شنید، مخصوصا وقتی که با هم همعقیده نیستیم. و مهمتر از همه، از شما خواهم خواست در کار بازسازی این مملکت به من بپیوندید؛ بازسازی از همان راهی که آمریکا در ۲۲۱ سال گذشته ساخته شده است؛ آجر به آجر، سنگ به سنگ، دستهای پینهبسته در کنار یکدیگر.
این پیروزی تنها تغییری نیست که ما به دنبال آنیم. این پیروزی فقط فرصتی است برای ما که به تغییر و تحول جامه عمل بپوشانیم. در این کشور، ما همه با هم، یک ملت و یک مملکت، اوج میگیریم یا سقوط میکنیم. بیایید در برابر وسوسه بازگشت به آن حقارت و خامی که مدتهاست سیاست ما را به خود آلوده است بایستیم.
به یاد داشته باشیم که مردی از همین ایالت پرچم حزب جمهوریخواه را به کاخ سفید برد، حزبی که بر پایه ارزشهای اتکا به نفس، آزادی فردی و اتحاد ملی بنا شده است. این ارزشهایی است که همه ما به آنها اعتقاد داریم. و گرچه حزب دموکرات امشب به پیروزی بزرگی رسیده است، این پیروزی را با تواضع و فروتنی و تصمیم جدی به رفع شکافهایی میپذیریم که مانع پیشرفتمان شدهاند.
همان طور که لینکلن به مملکتی متفرقتر از مملکت امروز ما گفت: ما نه دشمن، که با هم دوستیم. شاید بر عشقمان خدشه وارد شده باشد، اما رشتههایی که ما را به یکدیگر پیوند میزند نباید از هم بگسلد.
و خطاب به آن آمریکاییهایی که هنوز حمایتشان را جلب نکردهام میگویم: ممکن است امشب رأی شما را نگرفته باشم، اما صدای شما را میشنوم؛ من به کمک شما نیاز دارم، و رییس جمهور شما هم هستم.
به آنها که دنیا را به ویرانی میکشند میگویم: شما را شکست خواهیم داد.
به آنها که در پی صلح و امنیتاند میگویم: از شما حمایت میکنیم.
ما امشب بار دیگر ثابت کردیم که قدرت واقعی ملت ما نه از توان تسلیحاتی یا میزان ثروتمان، که از توان ماندگار آرمانهایمان سرچشمه میگیرد: آرمانهای دموکراسی، آزادی، فرصت، و امیدی محکم و استوار.
و ویژگی اصلی آمریکا در همین است: که آمریکا میتواند تغییر کند. اتحاد و همبستگیمان میتواند به کمال برسد. آن چه تاکنون به آن رسیدهایم امید آن چیزی را که میتوانیم و باید فردا به آن برسیم در ما زنده میکند.
حالا نوبت ماست که نیروهای خود را دوباره به کار بگماریم و درهای بخت و اقبال را به روی فرزندان خود بگشاییم؛ رفاه و آسایش را به این مملکت بازگردانیم و پیام صلح را تبلیغ کنیم؛ رویای آمریکایی را احیا کنیم و باز بر این حقیقت بنیادین مهر تایید بزنیم که بسیاریم اما یکپارچه و یکی؛ تا آخرین نفس امیدواریم. و هر جا که به شک و بدگمانی برخوردیم یا به افرادی که به ما میگویند نمیتوانیم، پاسخ ما به ایشان آن باور ازلی و ابدی خواهد بود که همواره جان کلام یک ملت است: ما میتوانیم.
در کانادا هم همچون تمام جهان مردم هیجان زیادی برای این انتخاب داشتند. به جرات می توانم بگویم که کانادایی ها بعد از مردم خاورمیانه بیشترین مخالفت را با بوش داشتند و برای انتخاب باراک اوباما سنگ تمام گذاشتند. رسانه های کانادا چند ماه است که برای باراک و پیروزی او می نویسند و تعداد زیادی از آنها که نزدیک به مرز آمریکا زندگی می کنند به صورت داوطلبانه به آمریکا می رفتند و برای پیروزی او فعالیت می کردند. حتی رییس سابق حزب لیبرال کانادا به همراه پسرش به آمریکا رفته بود و در ایالت پنسیلوانیا برای اوباما تبلیغ می کرد. امروز در کانادا مردم برای پیروزی اوباما لحظه شماری می کردند و در کلوب ها و رستوران ها جمع شده و اخبار انتخابات را لحظه به لحظه تعقیب می کردند...
این روز در تاریخ ثبت خواهد شد...راست وحشی در همه جهان منافع خود را در خطر می بیند و برای شکست اوباما برنامه ریزی خواهد کرد اما اوباما و نحوه شرکت او در انتخابات و استراتژی و تاکتیک هایش مثلا راهبردی برای آزادی خواهان در سراسر جهان خواهد بود. دو سال تلاش او نشان داد که می توان در زمانی که هیچکس هیچ شانسی برایت متصور نیست تنها با تکیه بر امید و تلاش وافر نور و امید و پیروزی را در آغوش بگیری...خوشحالم...برای آن کودکان آفریقایی در نیجریه و کنیا و بقیه آفریقا که امشب این پیروزی را دور آتش جشن گرفتند و می توانند امیدوار باشند که رهبری هشت سال آینده حداقل به دست خونخواری همچون بوش نخواهد بود...
اما من هم در این جشن شرکت کردم... اگر این کسی که این پایین عکسش هست رو نشناختین بگین دیگه
یه مقدار ترسناک شدم که خوب این از ویژگی های بعضی از چهره های هالووین هست![]()

دوست خوبم سینا مالکی مطلب زیبایی درباره انتخابات قریب الوقوع در آمریکا نوشته که پیشنهاد می کنم حتما بخونید. از آنجا که این مطلب رو برای روزنامه صبح دانشگاه تهران نوشته بود و وبلاگش هم در ایران فیلتر هست میتونید مطلب رو در اینجا بدون هیچ مشکلی بخوانید![]()
از آنجا که من از این متنی که نوشته بود خیلی خوشم اومد قسمت انتهایی مطلب رو در اینجا میگذارم:
"نکته بسیار مهمی که از توزیع هواداران دموکرات ها در ایالت های مختلف نتیجه می شود، نیاز تاریخی ایالات متحده به تغییر است. آن چه تکاپوی جوانان و دانشجویان آمریکاست، برای ایرانیان یادآور روزهای پرشکوه دلهره و اضطراب پیش از 2 خرداد 76 است. تا آن جا که دست غیب و حامیان الهی سارا پیلین در کار نباشد، جهان در روز 4 نوامبر در انتظار جشن بزرگی خواهد بود. شرایط جهانی در چنان مرحله تاریخی قرار گرفته که پیروزی اوباما در انتخابات اگر درست درک شود، ارزشی برابر جشنی دارد که در واپسین روز جنگ جهانی دوم، سراسر گیتی را فرا گرفت. جنبش و خروش فعلی در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده یکی از با شکوه ترین و زیباترین لحظات مبارزه بشر برای آزادی، حقوق بشر و امنیت اجتماعی است. از کارگران کشتی سازی در اوهایو و ایندیانا تا دانشمندان و متخصصین ماساچوست، ویرجینیا و کالیفرنیا گرد هم آمده اند تا بورژوازی ملی ایالات متحده را از چنگال آریستوکرات های نئوکان نجات بخشند. مردمان جهان نیز آن ها را تنها نگذاشتند، 8 سال مقاومت، 8 سال نگارش، 8 سال اعتراض تا آن جا که امروز 80% جهانیان خواهان حضور اوباما در کاخ سفید و چه خوشمان بیاید و چه نیاید، رهبری جهان هستند. از کودکان رنجور کابل، هرات، قندهار و مزارشریف تا زنان آواره بصره، دیالی و بغداد و تا تمام ستم کشیده های جهان که درد هفتاد سال سیاست های ایالات متحده را بر دوش کشیدند و در هشت سال اخیر در بدترین موقعیت قرار گرفتند، منتظر تصمیم مردم دوست داشتنی، پاک دل و بی ریا ایالات متحده هستند و این مردم تا کنون پاسخ مثبتی به خواست جهانی داده اند. با این حال، این هفته پایانی از اهمیتی بزرگ برخوردار است، خصوصا در ایالت هایی که اوباما با حاشیه ای ضعیف پیشی گرفته است.
تلاش اوباما در این انتخابات برای پیروزی، حکایت کار عمیق و ریشه ای بود که به خصوص برای داعیه داران اصلاحات در ایران درس آموز است. جنبشی که به راه انداخت و دمیدن روح امید در مردمی که رنجور از سیاست های بوش به بی خیالی روی آورده بودند، کاری سخت بود که او کرد. چه سوسیالیست باشیم، چه لیبرال و چه اندیشه هایمان را از مذهب بگیریم، باید از آن چه او کرد یاد بگیریم، به خصوص افرادی که در ده سال اخیر دائما در ایران شعار تغییر داده اند، اما شعارشان جز گوش اندکی، بسیارانی را نوازش نکرده است."
فکر می کنم انتخابات آمریکا با هر نتیجه ای تمام شود این پاراگراف آخری که سینا نوشته رو نباید فراموش کرد...البته نباید تلاش های پیشینیان اوباما که بر علیه تبعیض نژادی مبارزه کردند و در این راه از جان و مال خود به سر حد توان گذشتند را فراموش کرد...اوباما امروز شبیه ترین افراد به دکتر مارتین لوترکینگ هست و مبارزه انتخاباتی اش یادآور سخنرانی مشهور من یک رویا دارم I have a dream این مبارز شهید راه آزادی است...![]()
فکر می کنم بزرگترین اشتباه مک کینانتخاب سارا پیلین به عنوان نامزد معاون اولی بود چرا که او در این چند هفته اگرچه در ابتدا با شلوغ بازی رسانه ای مقداری مطرح شد ولی خصوصا در این دو هفته به قدری گاف های عجیب و غریب داده است که باعث شده اوباما بتواند حتی بر فاصله خود با مککین بیفزاید. بعد از رای کمیسیون کارشناسی مبنی بر سوء استفاده اخلاقی از قدرت به عنوان فرماندار آلاسکا اخیرا بحث استفاده مالی او مطرح شده که خرج مسافرت پرخرج فرزندانش از جیب ایالت آلاسکا پرداخت شده و یا اینکه150 هزار دلار خرج خرید لباس هایش از دو مارک مشهور بوده است. همه اینها نشان می دهد که راست وحشی در هر کجای جهان باشد و هر جنسیتی داشته باشد در نهایت رفتارها و آمال و آرزوهایش هیچ تفاوتی با هم ندارند حالا می خواهد در ایران باشد یا در آمریکا. اگر مادری باشد که طبعا مهربانی و صلح طلبی می باید خصلتش باشد باز هم مستقیما از حمله اسراییل به ایران حمایت می کند و از آن سو اگر روحانی امام جماعتی باشد که فضیلت های اخلاقی شرط اول آن است باز هم از هیچ فرصتی برای پاسخ به غرایز جنسی نمی گذرد..
فارغ از اینکه مردم جهان 4 برابر مک کین به اوباما رای می دهند و تیتر جالب ساندی تایمز با عنوان انتخاب اوباما پاياني بر حماقت آمريكاست و اینکه آمریکا امپریالیست جهان خوار هست یا نیست ( که به نظر من تا حالا که بوده
) فکر می کنم انتخاب میان اوباما یا مک کین سرنوشت دهه آینده را تعیین خواهد کرد. آنجا که از میان مک کین که ۹۰ ٪ مواقع با بوش همراه و هم رای بوده و اوباما که منشی دموکرات و صلح طلب را از خود در مدت کوتاه حضورش در سیاست نشان داده می تواند روند سیاست در آمریکا را حفظ یا دگرگون نماید... باید امیدوار بود که همانطور که اوباما بارها تاکید کرده است در روز چهارم نوامبر "تاریخ آمریکا ورق خورده و صفحه جدیدی در آن باز شود" صفحه ای جدید که می تواند حرکت به سوی صلح باشد...باید امیدوار بود...![]()

