تبليغاتX
روزنوشته های سبز

روزنوشته های سبز

والذین اجتنبوالطاغوت ان یعبدوها وانابواالی الله لهم البشری فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

بسم الله الرحمن ارحيم

 انا انزلناه فى ليلة القدر
و ما ادريك ما
ليلة القدر
 ليلة القدر خير من الف شهر

تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم

 من كل امر  سلام هى حتى مطلع الفجر

ترجمه سوره قدر: ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا (بر مقام ولايت نبى و امام عصر (عج) از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را) نازل مى گردانند، اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 0:42  توسط رضا  | 

یکی از جالب ترین مسایلی که اینجا به چشم میخوره وجود کتابخانه های بسیار مجهز و با امکانات عالی هستش که شاید یکی از نقاط اختلاف مهم میان کشورهای صنعتی با کشورهای جهان سوم باشه.

کتابخانه های دانشگاهی دارای امکاناتی مثل تعداد نامحدودی کامپیوتر با امکان اتصال به اینترنت هستند که البته فقط محدود به یک اتاق نیست و در طبقات مختلف یک کتابخانه و در نقاط مختلف درست در کنار قفسه کتاب ها جای داده شده اند. البته بگذریم که دسترسی به سایت face book حتی در کتابخانه دانشگاه کنکوردیا هم محدود شده است هر دانشجو می تواند تا ۳۰ عنوان کتاب یا نوار یا فیلم را امانت بگیرد و این البته تنها به علت وجود منبع غنی کتاب و فیلم در کتابخانه ها امکان می یابد.

کتابخانه های شهری یا کتابخانه های که شهرداری گرداننده آنها می باشد نیز کم از کتابخانه های دانشگاهی ندارند. امکانات بسیار برای حضوری بی دغدغه و آرام در کتابخانه از جمله مبل های بسیار راحت که حتی می توان در زمان های خلوت روی آنها دراز کشید و استراحت کرد باعث می شود بسیاری از دانشجویان این کتابخانه ها را به کتابخانه های دانشگاهی ترجیح دهند. ضمن اینکه عضویت در این کتابخانه ها برای ساکنین همان محله رایگان است و از آن سو گاه تا ۱۵ عنوان کتاب و فیلم را هم می توان قرض گرفت خلاصه اینکه کتابخانه جای خیلی راحت و خوبی محسوب میشه ولی من هنوز عادت نکردم که بتونم در فضای کتابخانه درس بخونم

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 10:56  توسط رضا  | 

این روزای اول و هفته های اول دانشگاه در اینجا برام خیلی جالب بود. خوب همیشه در ایران درگیر ورودی های جدید بودم و سعی می کردم توی فعالیت های مربوط به ورودی های جدید هرچه بیشتر شرکت کنم. اما خوب جنس و نوع فعالیت ها اینجا فرق میکرد تا حدودی. اولین فرقش این بود که به هیچ عنوان محدود به یک روز نیست و الان که دو هفته از شروع کلاس ها گذشته هم هنوز ادامه داره. تورهای مختلف شناسایی جاهای مختلف دانشگاه ( خصوصا نحوه استفاده از کتابخانه که روزی دو بار براش تور برگزار می کنند) به اضافه چندین غرفه و محل مخصوصی برای اتصال به اینترنت و سایت دانشگاه کنکوردیا و حضور تمام وقت سال بالایی ها برای دادن توضیحات به سال صفری ها همه و همه نشان از جدی گرفتن این اتفاق مهم در زندگی افراد( یعنی ورود به دانشگاه) داره. البته اینا که گفتم بیشتر شامل حال دانشجویان کارشناسی میشه وگرنه من که به شخصه زیاد وقت توی خود دانشگاه نگذاشتم با اینکه کلاسامم شروع شدن برای دانشجویان فوق لیسانس هم یک جلسه در خصوص قوانین مربوط به این دوره برگزار کردند که خوب من بعد از برگزاری جلسه از وجودش خبردار شدم

تازه دانشگاه کنکوردیا مثل دانشگاه علامه طباطبایی خودمون در سطح شهر پراکنده هست و چندین ساختمان داره که برای انجام هرکاری باید به یکی از آنها مراجعه کنی. مثلا برای ثبت نام یک ساختمان هست و کتابخانه در ساختمانی دیگر. من هم که این ترم دو کلاس دارم هرکدام از آنها در یک ساختمان برگزار می شود دانشگاهی مثل دانشگاه مونترال ( که البته فرانسه زبان هست) دانشگاه بزرگی است که از نظر فضا تا حدودی شبیه علم و صنعت خودمونه چند هفته ابتدای سال در این دانشگاه به صورت یک بازار مکاره بزرگ برگزار می شود. با انواع و اقسام بازی ها و مسابقات و خوردنی و نوشیدنی و رقص و هزار جور تفریحی که صدای استادان رو هم در میاره...این ها البته جزو دیده ها نیست و براساس شنیده ها تنظیم شده ها

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 11:35  توسط رضا  | 

مونترال که حسابی پاییز شده دو روزه که بارون های بسیار شدید( درست مثل اون بارون هایی که توی تلویزیون نشون میدن که با استفاده از شلنگ بارون میسازن که بگن چقدر شدیده) حسابی همه رو خیس کرده اینجا کم کم داره بادهای پاییزی هم شروع میشه. دیگه کم کم پاییز داره شروع میشه یا شاید هم شروع شده. سال گذشته ما درست در روزهای انتهایی پاییز وارد کانادا شدیم. از فکر اینکه تا دو ماه دیگه زمستان آغاز میشه حسابی سردم میشه 

این روزها مشغولیت درس و روزهای اول دانشگاه باعث شده که روزه های ماه رمضان زیاد هم اذیت کننده نباشد. در این روزهای طولانی( که البته به طولانی روزهای الان تهران نیست) هیچ چیزی بدتر از بیکاری نیست. امشب هم افطار مهمان یکی از دوستان عربستانی هستیم. ناصر یکی از اون عرب هایی هست که دیدگاه من رو کاملا نسبت به عربستانی ها عوض کرده. دستپختش هم تا جایی که شنیدم بد نیست 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 14:31  توسط رضا  | 

 اینکه من یک پست رو به صورت کاملا اختصاصی به دانشگاه کنکوردیا اختصاص میدم به دلیل این هست که خودم دانشجوش هستم دیگه دانشگاه کنکوردیا در قلب شهر مونترال قرار داره و تقریبا شبیه به دانشگاه علامه طباطبایی خودمون شامل چندین ساختمان مختلف میشه و اینگونه نیست که در محوطه ای جدا از بقیه شهر تاسیس شده باشه. البته ساختمان های این دانشگاه در دو نقطه شهر متمرکز شده اند. در رنکینگ دانشگاه های کانادا این دانشگاه رتبه چندان بالایی نداره و در رده ۱۷ در سال گذشته قرار داشته. کنکوردیا بیشترین دانشجوی تحصیلات تکمیلی( لیسانس و دکترا) رو در کل کانادا داره. بیش از ۴۰۰۰ دانشجو که در حال گذراندن دوران فوق لیسانس خود هستند و تعدادی حتما بسیار بیش از اینها در دوره لیسانس. وقتی در راهروهای دانشگاه کنکوردیا راه می روی احساس می کنی در راهروهای یکی از دانشگاه های ایران مشغول راه رفتن هستی چرا که تعداد زیاد ایرانیان در اینجا باعث شده که زبان فارسی یکی از پرکاربردترین زبان ها در اینجا باشد ضمن اینکه دانشگاه کنکوردیا به عدم سخت گیری درباره دادن پذیرش به دانشجویان ( خصوصا ایرانی ها) معروف است. البته این عدم سخت گیری برای دادن پذیرش به دانشجویان بین المللی است که سالانه سود سرشاری را نصیب دانشگاه های کانادا و علی الخصوص این دانشگاه می کنند.

رشته مدیریت پروژه که من در این دانشگاه آغاز کرده ام کاملا در اختیار عرب ها قرار دارد. تمامی استادان این رشته و حتی دانشکده ساختمان عرب هستند و سر کلاس ها هم دانشجویان عرب اکثریت قابل توجهی دارند. یکی دو استاد ایرانی شاغل در این دانشکده هم بیشتر در رشته هایی چون محیط زیست و سازه مشغول تدریس هستند. نکته بسیار جالبی که برایم تعجب آور بود برگزاری کلاس های فوق لیسانس با بیش از ۷۰ دانشجو است همانطور که گفتم کنکوردیا بیشترین دانشجوی فوق لیسانس را در کانادا دارد ولی وقتی قرار باشد در دروس فوق لیسانس پروژه ارایه شود کار کمی سخت تر می شود جالب است که کار بر روی پروژه ها باید در گروه های ۷ نفری انجام شود و این البته سبب می شود که دانشجویان تازه وارد بالاجبار به کار گروهی با دیگران تشویق شوند...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 11:21  توسط رضا  | 

چند روزی طول کشید تا از فضای ایران بیام بیرون و بتونم اینجا رو به روز کنم با یه عنوان جدید...خوشبختانه ابتدای یه تعطیلات سه روزه رسیدم و یه مقدار استراحت کردم قبل از آغاز هفته. البته به نظر میرسه که امسال بیشترش قراره به استراحت بگذره. فعلا که هیچ کاری ندارم انجام بدم به جز درس. دیروز اولین روز دانشگاه رو در دوره فوق لیسانس آغاز کردم. احتمالا یه عالمه نکته داشته باشم راجع به دانشگاه و وضعیتش. عجالتا اولین نکته این بود که کلاس دیروز با حضور حدود ۷۰ دانشجو برگزار شد یه نکته خوبی که داره اینه که دانشجویان لیسانس هم میتونن از واحدهای فوق لیسانس بردارن و بیان سر کلاس و روی همین حساب کلاس بسیار شلوغ و احتمالا فعال تر برگزار میشه. استاد این درس هم که تقریبا یه چیزی شبیه درس اقتصاد مهندسی خودمون هستش رییس دانشکده هم محسوب میشه. خدا به خیر بگذرونه چون معمولا رییس دانشکده ها یه کمی هم سخت گیر هستن 

هوای مونترال آفتابی و بین ۲۰ تا سی درجه سانتیگراد هستش ماه رمضان هم که هست... سختیش بیدار شدن واسه سحر هستش وگرنه از بس بیکارم احتمالا بتونم بیشتر روزهارو روزه بگیرم بدون سحریمارو هم دعا کنید...

*********************************

پ.ن : از امروز میام واسه تشکر سر  میزنم به وبلاگ همه دوستانی که در این مدت وقت گذاشتن و به اینجا سر زدن...بازم از این تاخیر ناخواسته عذر میخوام

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 9:48  توسط رضا  | 

این روزا به شدت مشغولم و گرفتار...روزهای آخر سفر به ایران هست و وقت کم و یک عالمه دوستانی که میخوام ببینمشون قبل از برگشتن و میدونم که شاید نتونم که ببینمشون...شرمنده ام که هنوز فرصتی نشده تا به کامنت های پر محبت دوستانی که در این چند روز لطف کرده اند و به اینجا سر زده اند جوابی بدم...سعی خواهم کرد در اولین فرصت به همگی سر بزنم و تشکر حضوری از حضورشون در اینجارو ابراز کنم جاتون خالی در حدود ۱۰ روز ازچندین شهر بازدید کردیم...گلپایگان و مشهد و بیرجند و رشت و بندر انزلی و لاهیجان و شهسوار و آستارا...کاش وقت بیشتری داشتم تا جاهای بیشتری رو میدیدم...انشالا سفر بعدی...
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 12:21  توسط رضا  |