تبليغاتX
روزنوشته های سبز

روزنوشته های سبز

والذین اجتنبوالطاغوت ان یعبدوها وانابواالی الله لهم البشری فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

یکی از نکات جالبی که اینجا دیدم و برام جالب بود اتحاد و همدلی افغانی ها با یکدیگر است. درست برعکس آن چیزی که از ایرانی ها می بینیم که در کارهای فردی بسیار موفق هستند اما هرگز تن به کار جمعی نمی دهند و انواع اختلافات سیاسی و فرهنگی را چنان عمده می کنند که گاه حتی روابط خانوداگی را در این ینگه دنیا که چنین روابطی و حفظ آن غنیمت است نیز تحت الشعاع قرار می گیرد. اینجا گروه های افغانی زیادی دیدم که خیلی جمعی و جالب کار می کنند. به عنوان مثال هر هفته دور هم نشینی هایی دارند که در آنها سعی می کنند خصوصا افراد جدید را در آشنایی با جامعه و یافتن شغل و یکنواخت شدن با جامعه کمک کنند. البته تقریبا همه ملیت های مختلف چنین ویژگی مثبتی را دارند و اینکه افغان ها را مثال می زنم از این بابت است که زبان مشترکی داریم و فرهنگمان هم بسیار به یکدیگر نزدیک است. از این طرف در میان ایرانی ها کافی است یک نفر از کسانی که حتی او را نمی شناسیم یک کلاهبرداری یا خیانتی انجام دهد تا آن را به کل جامعه ایرانی نسبت دهیم و دلیلی شود بر آنکه اصولا هرگونه شراکت و کار مشترک با یک ایرانی حماقت محض لقب گیرد. اگر هم جمعی از ایرانیان دور هم جمع شوند تا کار مشترکی را سامان دهی کنند و حرکتی نو انجام دهند غالب ایرانیان مهاجر چنان به آنها می نگرند که گویی به یک مشت دزد و دلال نگاه می کنند. حال هرچقدر که پیراهن بیشتری پاره کرده باشند و سالهای بیشتری از مهاجرتشان گذشته باشد این نگاه متاسفانه سیاه تر و مشکوک تر می شود...

از آن سو افغان ها در مونترال جمع های بسیار فعالی دارند. حال اگر این جمع خصوصا حالتی مذهبی به خود بگیرد فعال تر هم می شوند. بزرگانشان بسیار بر جمع شدن های هفتگی و ماهانه تاکید دارند. حتی جوانانشان( درست جوانانی هم سن و سال من) اگر حتی بر اثر فشار کار و درس نتوانند در جلسات هفتگی شرکت کنند حداقل یک روز در ماه را خالی می کنند تا بتوانند به این جلسات بروند و به تبادل اطلاعات بپردازند...تقریبا خانواده افغانی را پیدا نمی کنید که اینجا تنها و بدون ارتباط با بقیه افغان ها باشد. تعدادشان هم زیاد نیست. اینگونه نیست که مثلا از ایرانی ها بیشتر باشند اما پشتکارشان و اعتقادشان به کار جمعی و مشترک باعث شده در این چند ماهی که اینجا هستم آنها را بسیار موفق تر ببینم. ایرانی ها هم اغلب موفقند و البته در آن نمی توان شکی داشت ولی نه در حوزه جمعی و اجتماع که در حوزه فردی و خصوصی و بدون ارتباط با دیگر ایرانیان...البته مثال های نقضی هم هست که انشاءالله در آینده به آنها خواهم پرداخت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 12:53  توسط رضا  | 

این چند وقت به هرکس که میرسم یه چیزی بهم میگه راجع به جنگ حتی وقتی به مدیرمون گفتم که تا دو هفته دیگه میخوام برم ایران با نگرانی بهم گفت نمیترسی که جنگ بشه؟ تقریبا حتی بی خبر ترین آدمای شرکت هم از قضایای ایران و آمریکا خبر دارن خصوصا توی این چند هفته که حتی روزنامه ها و مجلات معمولی هم درباره اتفاقات خبر دادن...به محض اینکه تهدیدات جنگی شروع شد و یه خبرایی هم از مذاکره اومد یه عالمه دانشجو رو بازداشت کردن تا احتمالا کسی به معامله احتمالی جنبش های انقلابی منطقه با امنیت جمهوری اسلامی اعتراضی نکنه...امروز یه مقاله انگلیسی می خوندم درباره وضعیت اقتصادی آمریکا که چقدر دچار رکود شده. واضحه که آمریکا نیاز به جنگ داره تا بتونه صنایع نظامی و وضعیت اقتصادیش رو جان دوباره ای بده و البته به این نیاز داره که وضعیت ایران و خاورمیانه خصوصا با این گرانی شدید نفت به شدت بحرانی باشه. بعید میدونم آمریکا حتی حاضر بشه ذره ای از قدم هایی رو که در مذاکره با کره شمالی برداشت برداره چرا که در اون صورت ایران و ایرانی ها میتونن با آزادی و استقلال و بدون قوانین دست و پاگیر تحریم به سرمایه گذاری در آمریکا بپردازن...و خنده دار اینجاست که فقط با ذخایر باقیمانده نفت کشف شده ایران ( این جدای از همه سرمایه ها و ثروتی است که در ایران انباشته شده) می توان با قیمت فعلی نفت تقریبا نصف آمریکا را خرید این مقاله رو بخونین تا باورتون شه که چنین چیزی ممکنه و اتفاقا بر اساس آمار وزارت خزانه داری خود آمریکا هم هست! خوب طبیعی هست که در چنین وضعیتی آمریکا و به همین نسبت وشاید بسیار بیشتر هم اسراییل علاقه ای به عادی شدن روابط ایران با دنیا ندارند...ضمن اینکه احتمالا بدشون هم نمیاد سرمایه های انباشته شده در این سال ها رو با موشک های کم کم از تاریخ مصرف گذشته شان هدف قرار بدن تا بتونن به وضعیت سالهای دهه ۷۰ خودشون برگردن...

کاش سردمدارانمون کمی به منافع ملی می اندیشیدند...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 17:55  توسط رضا  | 

تقریبا اوایل تابستان بود که در یکی از حراجی های فروشگاه های اینجا دوچرخه ای با قیمت مناسب پیدا کردیم و بعد از مشورت اعضای خانواده و به خصوص با توجه به اینکه در خانواده ما پدرم بسیار به دوچرخه سواری علاقه دارد آن را خریدیم. هنوز تابستان تمام نشده که امروز پدرم گفت دوچرخه را از جلوی درب کلاس زبان دزدیده اند. جناب آقای دزد با خشونت هرچه تمام تر قفل نازنینی که به پیشنهاد خود من خریداری شده بود را چنان کشیده که کلید آن از جا در آمده بود و بقایای آن به عنوان سند همچنان محفوظ است. جالب تر از محل دزدیده شدن دوچرخه( که محل نسبتا پر رفت و آمدی است) و وضعیت ناهنجار قفل زبان بسته واکنش آقای پلیس به خبر دزدیده شدن دوچرخه بوده است

جناب پلیس پس از مراجعه پدرم به ایشان و توضیح مسئله با آرامش هرچه تمام تر و با خونسردی تمام فرموده اند که شما دوچرخه را پیدا کنید و به ما خبر دهید تا بیاییم و دزد را بگیریم واقعا در هنگام شنیدن این خبر به خونسردی و آرامش نیروهای انتظامی تهران بزرگ خودمان آفرین گفتم چرا که احتمالا آنها کمی بیشتر به قضیه توجه می کنند و حداقل از صاحب دوچرخه درخواست می کنند تا شکایت کتبی خودش را در ایستگاه پلیس به ثبت برساند اما دریغ از حتی چنین درخواستی البته خاطرنشان کنم که ما خیلی شنیده بودیم که اینجا دزد زیاده و خصوصا دوچرخه آن هم از نوع تازه خریداری شده آن مشتری دزد!!! زیاد دارد ولی سه ماه بود که این دوچرخه را به یک درخت پشت ساختمان می بستیم و از آنجا که هیچ اتفاقی برایش نیفتاده بود در این سه ماه حتی یک علامت ناقابل هم روی آن نگذاشته بودیم که در چنین روزی به دردمان بخورد خلاصه از من به شما نصیحت یا دوچرخه نو نخرید یا اگر هم خریدید خیلی سریع رویش یک علامت بگذارید که اگر دزدیده شد بتوانید شناسایی اش کنید یا اینکه جز برای تفریح و ورزش آن را از پارکینگ منزل خارج نکنید که خیلی ساده دزدیده می شود

پ.ن ۱: داییم همین هفته پیش میگفت که توی مرکز شهر اگر دوچرخه تان را حتی توی ایوان خانه هم بگذارید خیلی زود دزدیده می شود...باز خدا رو شکر که ما در مرکز شهر نیستیم و حداقل توانستیم ۲-۳ ماه از این دوچرخه استفاده کنیم

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 22:18  توسط رضا  | 

سینای عزیز لینکی رو برام گذاشته درباره دکتر هایک قولتوقچیان استاد فیزیک دانشگاه علم و صنعت. حتما به یاد دارید که چند ماه پیش فیلمی در شبکه یوتیوب قرار گرفت که عصبانیت دکتر قولتوقچیان در جلسه پرسش و پاسخ را نشان می داد و چندی نگذشت که فیلم این حرف های استاد ارمنی دانشگاه علم و صنعت به عنوان فحاشی استاد حزب اللهی!!!به دانشجویان معترض به دیکتاتوری در همین شبکه تکثیر شد و هزاران نفر اون رو دیدند و با نظر دادن درباره اش درباره بد بودن حزب اللهی ها و اساتید دانشگاه های ایران به نظر دادن پرداختند...خوب خوشبختانه ظاهرا در میان دانشجویان ایشان کسانی پیدا شدند که با ورود به میدان سعی در حفظ آبروی جناب قولتوقچیان دارند. البته در این میان خوب طبیعتا اسطوره سازی هم که روش همیشگی ما ایرانیاست انجام میشه دیگه...ولی خوب به هر حال از دیدن این فیلم که به نوعی دفاع از جناب دکتر قولتوقچیان محسوب میشه خوشحال شدم به هر حال همه انسان ها ممکنه روزی و ساعتی برسه که عصبانی بشن و حرف هایی بزنن و کارهایی بکنن که هرگز در شرایط عادی انجامشون ندن. باید تمرین کنیم که این عصبیت هامون رو کم کنیم و البته تمرین کنیم که بتونیم این عصبانیت ها رو ببخشیم. من همانطور که قبلا هم گفتم نقش دکتر قولتوقچیان رو در دفاع از حرکت های دانشجویی همیشه مثبت میدیدم و البته از دیدن اون فیلم فحاشی ایشون ناراحت شدم چراکه حتی در هنگام عصبانیت هم فحاشی اینگونه از یک استاد با سابقه دانشگاهی بسیار دور از انتظار هستش... حتما اگر وقت کردین فیلم دوم دکتر قولتوقچیان یا حمایت از او را ببینید.

شاید اگر چشمهامون رو بشوریم و جور دیگری نگاه کنیم هرگز نه نیازی به اسطوره سازی باشد و نه نیازی به تخریب و بردن آبروی افراد...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:13  توسط رضا  | 

یکی از فستیوال هایی که همه ساله در مونترال برگزار میشه و اتفاقا جماعت زیادی رو از سرتاسر آمریکای شمالی به مونترال میکشونه. هنرمندان موسیقی جاز از سرتاسر دنیا به مونترال میان تا شاهد هنرمندی هنرمندان محبوب خودشون باشن البته من این رو بگم که کلا هیچ استعدادی در موسیقی ندارم و معمولا هیچ فرقی برام نمیکنه که چی گوش بدم البته خوب موسیقی های گوشخراشی مثل موسیقی هایی که اینجا خیلی طرفدار داره مسلما جزو موسیقی هایی نیست که من علاقه ای بهشون داشته باشم به هر حال اما فستیوال جاز اتفاقی نیست که بشه با سکوت از کنارش گذشت و چیزی راجع بهش نگفت چون که واقعا پوشش خبری و معروفیت زیادی داره در آمریکای شمالی

اگر دوست دارین که اطلاعات بیشتری درباره این رخداد داشته باشین میتونین به وبسایت رسمی فستیوال جاز مونترال 2008 سری بزنین و آخرین عکس ها و اخبار رو توش ببینین

frstival jazz montreal

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 18:23  توسط رضا  | 

روز ملی کانادا در روز اول جولای هر سال جشن گرفته میشه که در واقع روزی هستش که کانادا رسما به صورت کنفدراسیون در میاد و در واقع ایالات مختلف به اتحاد میرسند. به همین خاطر این روز رو روز کنفدراسیون هم میگن. اطلاعات بیشتر در خصوص این روز رو  میتونین در اینجا بخونین.

حتما میدونین که کانادا از نظر سیاسی یکی از فرمانداری های انگلستان محسوب میشه اگرچه انگلیس هرگز به خود اجازه دخالت در امور کانادا رو نمیده چون میدونه اگر این کار رو بکنه خیلی ساده این عنوان رو از دست میده نظام سیاسی کانادا پارلمانی هستش بدین صورت که انتخابات برای انتخاب نمایندگان پارلمان برگزار میشه و بعد این نمایندگان نخست وزیر رو انتخاب می کنند. البته اگر حزبی بتونه انتخابات رو با پیروزی کامل پشت سر بگذاره خوب میتونه نخست وزیر رو هم به تنهایی انتخاب کنه که معمولا رییس اون حزب به عنوان نخست وزیر انتخاب میشه. رقابت اصلی میان احزاب لیبرال و محافظه کار هستش اگرچه احزاب دیگری هم هستند مثل کبکوآ که فقط در ایالت کبک فعال هستش و حزب سبزها. در حال حاضر دولت کانادا یک دولت ائتلافی هستش. به این دلیل که هیچ یک از احزاب توانایی داشتن اکثریت مطلق رو ندارند و در آینده نزدیک هم نخواهند داشت به همین دلیل اجبارا با هم کنار اومده و خوب این امر باعث میشه که دولت ائتلافی در واقع متشکل از همه اعتقادات مختلف باشه و حرف همه احزاب توش شنیده بشه با یکی از همکاران که لیسانس علوم سیاسی داره صحبت که می کردم میگفت مردم کانادا از این وضعیت بدشون نمیاد چون امتیاز گیری احزاب از همدیگه خیلی به نفع مردم تموم میشه و هر حزبی برنامه جدیدی که میاره که زندگی مردم رو راحت تر کنه بقیه احزاب مجبورن باهاش موافقت کنن چون اگر موافقت نکنن دولت سقوط میکنه و باید انتخابات جدید برگزار بشه و مردم هم قطعا به حزبی که مخالفت کرده رای نخواهند داد خلاصه صحبتش این بود که تا اطلاع ثانوی دولت کانادا ائتلافی خواهد بود و به این زودی ها نمیشه انتظار داشت حزبی بتونه اکثریت رو در دست بگیره

********************************

به سلامتی سن روسپیگری هم در تهران به 15 سال رسید. البته این آمار رو پارسال سوسن شریعتی هم داده بود ولی خوب امسال دیگه رسما اعلام شد...آقایون هم که تنها راهکاری که به ذهنشون میرسه اینه که تشدید مجازات کنن و مثلا حکم اعدام بذارن برای این کارا...انگار نه انگار که همین سی سال پیش همه کسانی که این کاره بودن رو کشتن...انگار هیچ راه حلی جز پاک کردن صورت مسئله توی ذهن عقب مونده شون وجود نداره...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:11  توسط رضا  | 

مونترال یکی از جالب ترین هواهایی رو داره که من تا به حال دیدم. حتی شمال خودمون هم اینقدر هواش متغیر نیست باور کنین...تقریبا هر دو روز یک بار هوا کاملا عوض میشه. دیروز حدود ۵-۶ ساعت بارون میومد و عوضش امروز هوا آفتابیه انگار که وسط تابستون هستیم البته به نظر میرسه امسال اینقدر هوا متغیره چون همه همکاران من میگن که هیچ سالی مثل امسال نبوده که این موقع سال اینقدر بارون داشته باشیم...خوب خبر سیل های توی آمریکا و بالا اومدن آب رودخانه میسی سیپی رو هم که شنیدین حتما...عجیب اوضاع آب و هوای آمریکای شمالی به هم ریخته مثل اینکه

مونترال این روزها تا آخر تابستون صحنه انواع و اقسام فستیوال هاست که خیلیشون شهرت جهانی دارند. جدای از فستیوال جاز که در حال برگزاری هستش یک کار جالبی که هست اینه که هر ملیتی فستیوال مربوط به خودش رو داره. یعنی رسما از همین الان مثلا اعلام کردند که فستیوال جامائیکا در این روز و فستیوال کارابین در اون روز دیگه برگزار میشه 

فردا هم اول جولای روز کانادا هستش...روزی که در حقیقت روز استقلال کانادا محسوب میشه و در سراسر کانادا تعطیل هستش و خصوصا در اتاوا پایتخت کانادا مراسم بزرگ و جالبی براش برگزار میشه

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:44  توسط رضا  | 

یکی از چیزایی که همیشه میخواستم راجع بهش بنویسم قیمت مواد خوراکی و غذا توی رستوران های مونترال بوده که کمتر فرصت شده اصلا در این باره بنویسم...راستش قیمت غذاهای رستوران ها رو باید کاملا به نسبت درآمد ها سنجید...نمیشه زیاد با ایران مقایسه اش کرد چون خوب درآمد کارهای یکسان در ایران و کانادا کاملا با هم متفاوت هستش...

اما خوب یه نکته جالبی که هست اینه که واقعا اینجوری نیست که قیمت حداقل و حداکثر غذاها خیلی با هم فرق داشته باشه ها...خوب خصوصا رقابت رستوران ها و مارک های مختلف ساندویچی ها و رستوران های مختلف باعث میشه مردم هم نفع ببرن دیگه جاهایی مثل  kfc و mcdonald سر قیمت ساندویچ ها و پیتزافروشی ها هم بر سر قیمت برش های پیتزاشون رقابت شدیدی با هم دارن. مشتری این جور غذاهای ارزون تر( به نسبت بقیه غذاها) بیشتر دانشجوها و بی خانمان ها هستند که نمیخوان خیلی پول برای غذا بدن...ضمن اینکه اینها غذاهای مختلفی رو ارائه میدن و خوب قیمت غذاهاشون هم از ۲ دلار تا ۱۵ دلار میتونه در نوسان باشه...قبلا از غذاهای ارائه شده در رستوران ها مالیات گرفته نمیشد اما از امسال مالیات رو بر روی غذاهای رستوران ها هم اعمال می کنند که خوب هم باعث اعتراض رستوران دار ها و هم مشتری ها اونها شده اما اگر بخواین در رستوران های مونترال غذا بخورین یه کمی باید بیشتر از fast food ها پول خرج کنین چرا که اونوقت فقط پول غذا و مالیاتش نیست بلکه پول انعام کارکنان هم که معمولا بین ۱۰ تا ۱۵ درصد مبلغ صورت حساب هست بهش اضافه میشه...و باور کنین زشت ترین کاری که میتونین انجام بدین( خصوصا اگر کسی رو مهمون میکنین توی رستوران) اینه که انعام نذارین...البته از دید اینوری ها میگما خلاصه بساط شکم رو بسیار بهش اهمیت میدن و غذاهاشون هم خیلی اسم های عجیب غریب فرانسوی داره که من حتی سعی هم نمی کنم یادشون بگیرمقیمت غذا در رستوران با توجه به انعام و این حرف ها میتونه تا نفری ۴۰ دلار یا بیشتر هم بالا بره که خوب ... باز هم باید بگم لطفا با ایران مقایسه نکنید چون این مبلغ گرچه کمی بالاست اما اینا وقتی مشغول کار میشن واقعا بدون توجه خرج می کنن و اصلا خیالشون نیست...دانشجوها و قشر پایین جامعه هم که خوب پول ندارن که برن یه همچین جاهایی...این یه قسمتش مثل ایران خودمونه

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 23:23  توسط رضا  | 

امروز روز ملی کبک هستش و اینجا تعطیله در واقع امروز رو به عنوان روز ملی کبک یا روز سنت جان باپتیست میشناسن...اگر اطلاعات بیشتر و دقیق تر خواستین میتونین به فرهنگ نامه ویکیپدیا درباره روز ملی کبک مراجعه کنین

جشن روز ملی کبک

امروز به عبارتی چهارصدمین سالگرد تاسیس شهر کبک مرکز ایالت کبک کانادا هم محسوب میشه و جشن های مخصوصی هم به همین مناسبت در همه شهرهای این ایالت برگزار میشه که بزرگترین و جذاب ترین اونها در خود شهر کبک همراه با رژه و کلی برنامه های جالب دیگه برگزار میشه اینم خوب یه شیوه است برای یادآوری غرور ملی و فراموشی شکست های سختی که از انگلیسی ها در طول تاریخ پذیرفتن

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:15  توسط رضا  | 

یکی از جاهای دیدنی مونترال پارک مونت رویال هست که در منطقه وسیعی درست در مرکز شهر مونترال قرار داره... این پارک بر روی تپه ای بنا شده که تقریبا به کل شهر مشرف هستش. شهر مونترال که در واقع یک جزیره هست که از همه طرف با رودخانه محصور شده و تقریبا هم سطح دریا هستش و کلا کوه توش نمیشه پیدا کرد یه جایی داره این پارک مونت رویال که بسیار شبیه بام تهران هستش و منظره زیبایی از آسمان خراش های مونترال داره...البته پیدا کردن این محل در شب بسیار سخت بود و با کلی پرس و جو تونستیم پیداش کنیم چون هیچ تابلوی راهنمایی وجود نداره که مسیر رو نشون بده من هم البته تا به حال این محل رو در روز ندیدم

آسمان خراش های مونترال در منظره ای از پارک مونت رویال

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:25  توسط رضا  |