تبليغاتX
روزنوشته های سبز

روزنوشته های سبز

والذین اجتنبوالطاغوت ان یعبدوها وانابواالی الله لهم البشری فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

یکی از جاهایی که در روزهایی که مهدی تکفلی در مونترال بود رفتیم پارک Jean-Drapeau بود. این پارک متشکل از دو جزیره در جنوب مونترال هستش که به صورت نیمه مصنوعی در دهه ۶۰ میلادی ساخته شده و در المپیک مونترال میزبان مسابقات شنا بوده است.

پارک Jean-Drapeau

این جزیره اینقدر جای دیدنی داره که اگر چند روز هم وقت بگذارین نمیتونین همه جاش رو به دقت ببینین...در نتیجه ترجیح میدین همش رو توی یک روز به صورت گذرا ببینین و دیدن با دقت رو به آینده ای که معلوم نیست کی بیاد حواله بدین یکی از جاهای معروف این جزیره سازه عظیم و دیدنی بیسفر هستش که الان به یک موزه آب یا در واقع یادمان آب تبدیل شده...

توی این پارک انواع و اقسام دیگر تفریحات هم موجوده مثل استخر شنای قهرمانی که مسابقات المپیک رو میزبانی کرده و همچنین شهربازی و کازینو و از همه مهمتر اینکه هر ساله میزبان یک دور از مسابقات فرمول یک هم هست که یکی از جاذبه های مهم توریستی مونترال و این جزیره محسوب میشه یه جایی هم نزدیک ایستگاه مترو یه رقص آب داره که تفریح فوق العاده ای در یک روز گرم برای بچه های کوچیک فراهم میکنه و پدر و مادرا هم با خیال راحت به تماشای بچه هاشون مشغول میشن حیفم اومد این عکس رو اینجا نذارم...واقعا عکس زیبایی هستش...

یه عکس فوق العاده زیبا

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 20:12  توسط رضا  | 

این چند روز دلیل کاملا موجهی داشتم برای اینکه وبلاگ رو آپدیت نکنم

مهدی تکفلی برای سه روز اومده بود مونترال و راستش چندین برابر همه جاهایی که توی هفت ماه گذشته دیده بودم رو به لطف این حضور بازدید کردیم و واقعا خوب بود انصافا یکی دو جا رو هم واقعا دوست داشتم از جمله باغ بوتانیک که حتی تصور اینکه بتونم الان به یاد بیارم که دیکته لاتینش چه جوری میشد رو نکنین

باغ چینی در مونترال

این هم قسمتی از گلخانه پارک هست که انواع مدلهای کاکتوس رو توش پرورش میدن...یه عکس تا حدودی تگزاسی

یه عکس تگزاسی در مونترال

این هم عکس برج المپیک مونترال هست البته به همراه مهدی تکفلی 

برج المپیک مونترال و مهدی تکفلی

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 23:35  توسط رضا  | 

تابستون مونترال واقعا شروع شده و راستشو بخواین منو که اصلا تا حالا هوای واقعا گرم و شرجی ندیده بودم یه مقدار دچار شوک کرد هوا واقعا گرمه به طوری که نمیشه اصلا نفس کشید به همراه بارون های ناگهانی خیلی شدید که چند دقیقه ای بیشتر طول نمی کشن...خلاصه توی این هوای فوق العاده گرم انواع و اقسام کارناوال ها و فستیوال ها در مونترال برگزار میشه. هفته پیش یه قسمتی از یکی از خیابون های اصلی مونترال رو بسته بودن و تمام مغازه ها وسایل خودشون رو بیرون گذاشته بودن و به نوعی حراج فصلی بود. البته بیشتر از حراج لباس و اینجور چیزا بازار خوراکی و انواع و اقسام کباب ها داغ بود. رستوران ها وسایل باربیکیوی خودشون رو توی خیابون آورده بودن... روزنامه مونترال گزارش کرده بود که هفته گذشته پولساز ترین هفته سال برای رستوران های مونترال بوده...این عکسی هستش از خیابون سنت لوران در روز شنبه این هفته که یکی از طولانی ترین خیابون های مونترال هستش و از شمال تا جنوب مونترال ادامه داره...

خیابان سنت لوران و مغازه هایی که در داخل خیابان برپا شده اند

حتما میدونین که این روزا مسابقات فرمول یک هم در مونترال برگزار میشد...اینم یه عکس به عنوان قهرمان مسابقات که دم یه مغازه فروش وسایل اتومبیل گرفته شده

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 10:41  توسط رضا  | 

این چند روز در مونترال فستیوال مد برگزار میشه...البته علاوه بر انواع و اقسام فستیوال های گوناگون دیگر و همچنین مسابقات اتوموبیلرانی فرمول ۱  خلاصه شبهای مونترال خصوصا در روزهای آخر هفته خیلی جالبه... البته این مال روزهای غیر بارونیه ها نه تنها توی پیاده روها جای سوزن انداختن نیست که به علت ازدحام جمعیت پلیس جلوی رفت و آمد ماشین ها در خیابان های مرکز شهر رو میگیره تا مردم بتونن از خیابون هم برای رفت و آمد استفاده کنن خلاصه این فستیوال مد هم برنامه جالبی بود. برخلاف اینگونه مراسم که معمولا در سالن های مخصوص و با کارت دعوت و ورودی های بسیار گران برگزار میشه این بار در فضای باز و با حضور همه مردم علاقمند برگزار میشد...ضمن اینکه خوب انواع و اقسام مارک های مختلف لباس و اسپانسرهای گوناگون رو میشد دید...با فاصله چند خیابون تا محل فستیوال هم یه کنسرت زنده راک برگزار میشد که اونم جالب بود اما ما دیگه وقت نشد که بریم

فستیوال مد و طراحی مونترال 2008

اینم یه عکس در آخرین مدل لباس طراحی شده در سال ۲۰۰۸

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 16:59  توسط رضا  | 

همیشه و از همون بچگی این عکس رو خیلی دوست داشتم...نمیدونم یه جورایی هنوز هم ترجیح میدم همه واقعیات رو کنار بزنم و فقط همین عکس رو باور کنم...

امام و علی کوچولو

وبلاگ علی اشرف فتحی رو حتما بخونین این روزا خبرای دسته اولی از حواشی مراسم سالگرد امام توی وبلاگش میذاره...من البته این عکس رو هم برای اولین بار توی این وبلاگ دیدم...

تکه تکه شدن کفن و نمایان شدن جنازه در تشییع جنازه امام

این مطلب رو هم کهعکس نوشت ابظحی از علی کوچولوی امام هستش حتما ببینین...جالبه

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:17  توسط رضا  | 

این هوای مونترال رو ما آخرش نفهمیدیم زمستونیه تابستونیه بهاریه چیه...سه روزه داره بارون میاد...وقتایی هم که بارون نمیاد اینقدر باد میاد که همون بهتره که بارون بیاد اما سه روز قبلش اینقده هوا خوب بود...کلی آدم با آستین کوتاه هم گرمش میشد...ناسلامتی دیگه جدی جدی داره تابستون شروع میشه من نمیدونم تابستون اینا پس کی قراره شروع بشه

من هنوز اون امتحان کذایی آیین نامه رانندگی رو ندادم...البته راستش چند هفته هستش که اصلا کنار گذاشتم خوندنش رو...اگه حال و حوصله ای باشه دوباره باید شروع کنم

این روزا با این برنامه جدید کاری خیلی کمتر وقت می کنم پای اینترنت بشینم و یا حتی درباره مطلب جدید واسه وبلاگ فکر کنم...انشالا آخر هفته ها یه مقدار مطالبم میتونه جزئیات بیشتری داشته باشه یا حداقل یه موضوع مشخص داشته باشه

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 10:46  توسط رضا  | 

سالن های سینمای مونترال (با توجه به شنیده ها و خوانده ها میتونم این رو به اکثر سینماهای آمریکای شمالی هم تعمیم بدم) در واقع مجموعه های بزرگ تفریحی هستند که سرمایه گذاری عظیمی روشون شده و البته به خوبی هم میتونه بازدهی داشته باشه... سینما فقط یک سالن که توش هر دو ساعت یک بار یک فیلم نمایش بدن نیست...انواع و اقسام بازی های کامپیوتری و تفریحی به همراه رستوران و کافی شاپ در کنار مجموعه عظیمی از چندین سالن سینما میتونه خانواده ها رو برای چندین ساعت به خود مشغول کنه و به همین دلیل یکی از مهمترین تفریحات خانوادگی محسوب میشه...تصور کنید مجموعه ای از ۱۵ سالن سینما که در هر ساعت حق انتخاب ۷-۸ فیلم روز سینمای جهان رو بهتون میده در کنار وسایل بازی که بچه ها میتونن تا زمان شروع فیلم باهاشون سرگرم بشن...تازه بعد از تماشای فیلم هم اینجوری نیست که درب خروجی مستقیم به خارج از ساختمان بره بلکه میتونن همه برگردن به محل سالن مرکزی تا مثلا بچه ها باز هم از وسایل بازی استفاده کنن...روزهای سه شنبه هم بلیط سینما نصف قیمت هستش که خوب بیشتر سینما روهای حرفه ای از این روز استفاده می کنن تا هزینه کمتری پرداخت کنن...

خلاصه برخلاف اون چیزی که همیشه به ما میگفتن محیط سینماها اتفاقا خیلی هم خانوادگی هستش و تعداد بسیار زیاد خانواده هایی که با بچه هاشون به سینما میان از تعداد بچه هایی که در همون زمان میشه در پارک های اطراف سینما پیدا کرد بسیار بیشتر هستش ولی خوب البته این به نوعی برمیگرده شاید به ویژگی های دنیای سرمایه داری که سعی کرده چنان مخلوطی از امکانات رو فراهم کنه که خانواده ها این چنین جذب محیط هایی مثل سینما بشن که حتی با معیارهای آمریکای شمالی هم چندان تفریح ارزانی محسوب نمیشه...جالب اینجاست که ورود با خوراکی یا نوشیدنی به این سینماها از سینماهای ایران بسیار سخت تر و تقریبا غیر ممکن هستش...مثلا هرگز به یاد ندارم کیف دستیم رو در ایران کسی به خودش اجازه داده باشه بگرده که مبادا خوراکی با خودم به سینما برده باشم خوب این سخت گیری هم باز به همون سرمایه برمی گرده چون اینجوری همه مجبورن از مواد خوراکی رستوران درون سینما استفاده کنن که قیمت هاش معمولا چندین برابر رستورانی هستش که مجاور سینما قرار داره...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 18:2  توسط رضا  | 

روز یکشنبه ۲۵ ماه می در مونترال روزی بود که دیدار از تمام موزه های شهر رایگان بود. البته در بقیه کانادا هم در این روز بازدید از موزه ها رایگان بود بر طبق اطلاعات رسیده از مهدی تکفلی 

خلاصه جالبی قضیه خرجی بود که برای این روز کرده بود دولت کبک...چندین هزار تراکت تبلیغاتی و آگهی در تلویزیون و روزنامه باعث شده بود همه مردم از این موضوع خبر داشته باشن. ضمن اینکه اتوبوس ها در مسیرهای مخصوص از پیش تعیین شده به جابه جایی بازدیدکنندگان از موزه ای به موزه دیگر مشغول بودند. ایستگاه اولیه همه اتوبوس ها روبروی روزنامه مونترال بود که حجم وسیع حضور داوطلبان و هماهنگ کنندگان که به راهنمایی مردم می پرداختند بسیار چشمگیر بود. ضمن اینکه شرکت های متعدد هم به صورت اسپانسر به برگزاری برنامه کمک می کردند.
خلاصه چند تایی از موزه های مونترال رو دیدم و واقعا شگفت زده شدم...نه از جذابیت موزه ها که از نحوه ارایه تاریخ کوتاه ۳۰۰ ساله شون... تقریبا هر جا خونه ای در ۳۰۰ سال قبل ساخته شده تبدیل به موزه کردنش و مثلا میز و صندلی ها رو به صورت اشیای تاریخی به معرض نمایش گذاشتن. یا استکان و نعلبکی های شکسته و درب و داغون رو که مال ۲۰۰ سال پیش بود گذاشته بودن به عنوان اشیای تاریخی... ما که به همراه چند دوست رومانیایی مشغول بازدید بودیم از این همه پررویی شگفت زده شده بودیم تاریخ ایران و اروپا کجا و تاریخ کوتاه اینا کجا که تازه همین رو هم با تمام توان تحریف می کنند ولی از انصاف نباید گذشت...خوب میدونن چگونه اینهارو به معرض نمایش بگذارن...در اکثر موزه ها افرادی با لباس های محلی قدیمی حضور داشتند و انواع و اقسام وسایل رو میفروختند در هر موزه ای. ضمن اینکه ورودی اکثر این خونه ها ( خونه های دو یا سه طبقه با چند تا اتاق) حدود ۱۰ دلار بود خلاصه جالب بود دیگه این همه خرج کردن واسه سه قرن تاریخ برام قابل تصور نبود...

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 10:45  توسط رضا  | 

دو روز پیش سالگرد چهارم خرداد بود و به دلایلی که در پایین همین متن توضیح میدم نتونستم توی این دو روز وبلاگم رو آپدیت کنم...

چهارم خرداد سالگرد شهادت جوانان شجاعی هستش که با خون خودشون راه رو برای نسل های آینده روشن کردند...اگرچه شاید بارها و بارها همچون راه بسیاری پاک بازان تاریخ از نامشان سوءاستفاده شد و به نامشان به تحریف مسیر پرداختند اما هنوز هم مطالعه افکار و اندیشه ها و روش و منششان می تواند کمک حال آنهایی باشد که قصد ایجاد تغییرات مثبت و موثر دارند...راهی که محمد حنیف نژاد و یارانش آگاهانه برگزیدند با شهادت آنان در چهارم خرداد ۱۳۵۱ به پایان نرسید و چند سالی بعد آموزش های آنان با پیروزی انقلاب اثر خویش را مشخص کرد...اگرچه با خاموشی آنان سازمان مجاهدین خلق ایران از سازمانی پرافتخار که هر مسلمان مبارزی آرزوی پیوستن به آن را داشت با ضربه ۵۴ به سازمانی کمونیستی تبدیل شد و پس از انقلاب نیز با رفتارهای خودخواهانه و قدرت طلبانه مسعود رجوی سبب به خاک و خون کشیده شدن هزاران تن از پاک ترین جوانان وطن شد... (البته عوامل دیگری هم در این خصوص نقش داشتند که برای مطالعه بیشتر می توانید به آرشیو دو ماهنامه چشم انداز ایران و بخش مصاحبه های این نشریه درباره ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ مراجعه کنید)

به هر حال مطالعه کتاب زیبا و همیشه ماندگار سه هم پیمان عشق را به همه توصیه می کنم...ضمن اینکه نباید از مطالعه خاطرات آنان که هم چنان هم پیمان با شهدا مانده اند غافل ماند...

خاطرات تحلیلی مهندس لطف الله میثمی را فراموش نکنید...

****************************************************************

دلیل تاخیر در به روز کردن وبلاگ

وظایف کاری من تغییراتی کرده که باعث شده تا اطلاع ثانوی شیفت کاری ام تا ساعت ۱۲ نیمه شب باشد و به همین دلیل موفق به به روز کردن وبلاگ نشدم...ضمن اینکه دیروز ۲۵ ماه می در مونترال بازدید از تمام موزه های شهر رایگان بود و نمیشد چنین فرصتی را از دست داد درباره برنامه های این روز بیشتر خواهم نوشت

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 8:53  توسط رضا  | 

منم با علیرضا کریمی کاملا موافقم وبلاگ نباید خیلی هم به وقایع اتفاقیه بپردازه...ولی خوب بعضی اتفاقات هست که هرگز نمیشه فراموششون کرد و از کنارشون گذشت...خوب نمیدونم خرداد اینجوریه دیگه تقریبا هر روزش سالگرد یه اتفاق تاریخیه که نمیشه از کنار هیچکدوم گذشت...دوم خرداد که دیروز بود و دربارش نوشتم...امروزم که سوم خرداد هستش و فردا هم که چهارم خرداد و همینجوری بری میرسی به آخر خرداد و هر روز انگار آوار هزار خاطره و سالگرد و رویداد هستش که نمیشه ازشون ننوشت...

مطلب علیرضا کریمی در وبلاگ عقاب رو حتما بخونین درباره سالروز آزادی خرمشهر...این روزا وبلاگستان پره از مطالب درباره سوم خرداد...بغضش میگیره آدم بعضی از مطلبا رو که میخونه...انصافا کم کسانی از جانشون نگذشتند واسه آزادی خونین شهر...وای که چقدر نوحه "ممد نبودی ببینی" رو دوست دارم...انگار...چه خوب بوده اون روزا...حیف که خوبا رفتن و خوبایی که موندن مجبور به سکوت شدن...

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 19:51  توسط رضا  | 

نمیشه هیچ رقمه از سالگرد دوم خرداد گذشت...اصلا این روز انگار قراره برای همیشه توی تاریخ ثبت بشه...این روزا بحث بازگشت خاتمی و حضورش در انتخابات ریاست جمهوری بعدی حسابی داغ هستش...اینجا نمیخوام مثنوی هفتاد من بنویسم واسه اینکه چرا مخالفم با حضور خاتمی ولی خوب واقعا امیدوارم که خاتمی دیگه واسه هیچ انتخاباتی نامزد نشه تا بلکه اصلاح طلبا اینجوری واسه رسیدن به قدرت از قبل خاتمی له له نزنن...خاتمی میتونه پتانسیل اجتماعی فوق العاده ای رو فعال کنه که خیلی عالیه اگر این پتانسیل فدای صندوق های نه چندان مطمئن رای نشه...رقابت با احمدی نژاد کاریه که اگر توی آرا دستکاری نشه هرکسی از پسش برمیاد پس قبای ریاست جمهوری که این روزا به جامه احمدی نژاد دوخته شده رو بهتره برای کسی بالاتر از کروبی اندازه نگیریم چون حیفه امثال خاتمی خودشون رو کوچیک کنن واسه پوشیدن چنین قبایی... دوستانم در روزنامه جوان علم و صنعت در این چند هفته ستونی داشتند با نام "تا دوم خرداد..." چه خاطراتی زنده شد با خوندن این ستون بماند...دستشون درد نکنه...

khatami

 

khatami

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 20:0  توسط رضا  | 

این شماره شناسایی که الان توی ایران هم با عنوان کد ملی داره تقریبا به همین صورت شماره شناسایی آمریکا و کانادا ازش استفاده میشه یه مطلب کاملا دولتی و امنیتی محسوب میشه...به این صورت که با این شماره دولت و البته موسسات اقتصادی میتونن کاملا یک فرد رو زیر نظر داشته باشن و البته همزمان اگر بخوان یک نفر رو تحت تعقیب قرار بدن میتونن کاری کنن که اون فرد دیگه نتونه هیچ فعالیت اقتصادی رو انجام بده چون اگر این کار رو بکنه خیلی سریع گرفتار میشه...ضمن اینکه البته کلاهبردارا هم میتونن از این شماره بسیار استفاده بکنن و خصوصا برای دزدی های هویتی identity theft که توی آمریکا (خصوصا ) بیداد میکنه بسیار به درد میخوره...دولت کانادا از چند سال پیش برای اینکه به بلایی که دولت آمریکا و موسسات اقتصادیش دچار اون شدن (همین دزدی هویتی) اعلام کرده که هیچکس نمیتونه از شماره شناسایی به عنوان یک سوال برای شناسایی شخص استفاده کنه و تنها کسی که میتونه از شخص بخواد که sin رو در اختیارش بذاره محل کار اون شخص هستش...البته هنوز هم در کانادا موسسات اقتصادی sin رو میخوان تا بتونن به همون گزارش اعتبار که قبلا گفتم دست پیدا کنن...طبق قانون شما میتونین این شماره رو در اختیارشون نذارین...اما خوب اونا هم میتونن در عوض از ارایه خدمات و یا باز کردن حساب برای شما خودداری کنند

کاری که مثلا برای جریمه ها انجام میدن اینطوری هستش که اگر شما قبض جریمه رو ( که به آدرس منزلتون پست میشه) نپردازین دولت این رو توی همین گزارش اعتبار ثبت میکنه...وقتی برای مصاحبه کاری میرین این شماره شناسایی نشون میده که شما جریمه هاتون رو پرداخت نکردین یا بدهی دارین...طبعا کمتر کارفرمایی حاضر میشه کارمندی رو استخدام کنه که ممکنه به دلیل بدهی هاش از اطلاعات شرکت سوء استفاده کنه و یا امکان داشته باشه که از شرکت کلاهبرداری کنه...

به همین راحتی...حالا تصورش رو بکنین کد ملی در ایران میتونه چقدر نیروهای امنیتی رو قوی کنه و البته در عوض تا چه حد میزان کلاهبرداری رو بالا ببره...خدا بخیر کنه 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 21:31  توسط رضا  |