فرمانده عشاق دل آگاه حسين است
بيراهه مرو ساده ترين را ه حسين است
از مردم گمراه جهان راه مجوييد
نزديكترين راه به الله حسين است
درباره حسین(ع) بسیار گفته اند و شنیده ایم و نوشته اند و خوانده ایم اما کمتر نوشته و کمتر گفته ای در همان بیان نخست توانسته بر دل و جان بنشیند. راه حسین(ع) اما از آن دست نوشته هایی است که وقتی شروع به خواندن آن می کنید، تا وقتی به صفحه آخر می رسید، توان دست برداشتن از خواندنش را نمی توانید داشت. شاید به آن دلیل که کمتر نویسنده ای را می توان یافت که چنان با کلماتش سخن دل بگوید و چنان عقایدش با جملاتش پیوند بخورد، آن گونه که جملات این کتاب با روح و عقاید نویسنده اش پیوند خورده است. راه حسین(ع) به خودی خود بسیار جذاب و شورانگیز است و بسیار آموزنده اما ارزشش آنگاه دو چندان می شود که این نکته را در هنگام خواندن آن در نظر داشته باشیم که نویسنده این کتاب چنان ایمانی به راهی که درباره اش می نوشته، داشته است که خود با فدا نمودن جان خویش، نخستین شهید از یکی از جریانات مبارز و مسلمان در اوج اختناق و در زمانی که کمتر کسی تصور پیروزی را می نمود، نام می گیرد و به راستی این جمله را با تمام وجود معنا می کند که " در غیاب نور، بسا که درخشان ترین تصویر در نهان کسی خلق شود." و چه بسا خطبه امام گویاتر از هر سخن بر پیشانی این کتاب بدرخشد که : « اما بعد... می بینید كه كار دنیا به كجا كشیده است! جهان تغییر یافته ، منكَر روی كرده است و معروف چهره پوشانده و ازآن جز ته مانده ظرفی، خرده نانی و یا چراگاهی كم مایه باقی نمانده است .» «زنهار ! آیا نمی بینید حق را كه بدان عمل نمی شود و باطل را كه ازآن نهی نمی گردد تا مؤمن به لقای خدا مشتاق شود؟ پس اگر این چنین است ، من درمرگ جز سعادت نمی بینم و در زندگی با ظالمان جز ملالت . مردم بندگان حلقه به گوش دنیا هستند و دین جز بر زبانشان نیست؛ آن را تا آنجا پاس می دارند كه معاش ایشان از قِبَل آن می رسد ، اگر نه ، چون به بلا امتحان شوند ، چه كم هستند دینداران .»
تجلیل عاشورا در گریستن وسینه زدن خلاصه نمی شود بلکه در پیمودن راه حسین(ع) معنای راستین خود را می یابد .یعنی در حد بضاعت خود کوشیدن برای بیشتر کردن خوبی ها و کاستن از بدی ها، مبارزه با ظلم در همه اشکالش و خدمت به مردم. آری، حسین که قیامش و راهش جز امر به معروف و نهی از منکر نبود؛ نشان داد که منکری بدتر از ظلم و جور حاکمان وجود ندارد و معروفی فراتر از مبارزه با ظالم نبوده و نخواهد بود. و احمد رضایی(نویسنده کتاب) چه خوب با فدا کردن جان خویش نشان می دهد که این جان مایه راه حسین را به راستی آموخته است. زيرا "جوانه هاي تكامل تنها روي كساني قرار ميگيرد كه از سختي و دشواري راه نهراسند و آمادگي قبول سهمگين ترين مسئوليتها و قدرت برخورد با مشکل ترين شدائد را داشته باشند. حب نفس نيرويي است مقتدر و يكي از قوانين طبيعي حاكم بر طبيعت انسان، ولي آنكس كه كمال خود را بر اين ترجيح ميدهد، مينماياند كه در كجاي نردبان تكامل قرار دارد."
کسانی که به شیوه های نادرست کسب مال می کنند و به بهای از میان رفتن زندگی بسیاری از آدمیان، بر ثروت خود می افزایند و یا کسانی که با ظلم و زور و تزویر بر مردم حکم می رانند ، نمی توانند در راه حسین باشند، حتی اگر بانی صد ها مراسم بزرگ و کوچک عزا و روضه حسینی شوند و هزاران نفر را شام و نهار دهند و ادعای حسینی بودنشان از هفت آسمان فراتر رود.
حسین (ع) را باید شناخت و کوشید چون او اسیر محدودیت ها و پلشتی های زمانه نشد و تحت هیچ شرایطی خود را فارغ از انجام وظیفه و مسئولیت احساس نکرد. حسین(ع) همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا، ایستادگی در پای اصول ، تسلیم نشدن در پای تنگناهای موجود و انجام وظیفه تحت هر شرایطی، پیام آزادی، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین(ع) فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین(ع) فراموش خواهد شد. حسین(ع) به ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد. و جان مایه سخن در کتاب راه حسین(ع) نیز همین است که برای پیرو راه حسین بودن، افتخار کنیم و فخر بفروشیم، نه برای سیاهپوش شدن برای حسین.
****************
این مطلب رو سال گذشته به عنوان مقدمه برای خلاصه کتاب راه حسین(ع) نوشتم. هر کار کردم دیدم واسه پست روز عاشورا چیزی بهتر پیدا نمی کنم. به اضافه یه عکس که سال گذشته موقع تدارکات برنامه خون اعتراض گرفتم...این دو تا دست هیچ کدوم متعلق به من نیست
